در ابتدای این جلسه، سیدمنصور سیدسجادی، عضو مؤسسه ایزمئو (IsMEO) ایتالیا که سالها در این منطقه به کاوش باستانشناسی پرداخته است، از در حاشیه قرار گرفتن سایتهای باستانشناسی سیستان با وجود شهر سوخته و دهانه غلامان گفت: در سیستانِ بزرگ سایتهای زیادی وجود دارد که البته در حال حاضر بخش زیادی از آنها در افغانستان قرار گرفته است. حجم محوطهها بیش از تصور ما بود و از ۱۶۰۰ محوطه که در این منطقه هست، حدود نیمی از آنها به دوره پیش از تاریخ برمیگردد. در این میان، دلتای رود هیرمند نقش مهمی در تمدنآفرینی در این منطقه ایفا کرد و منشا برکت بوده است و حتی یکی از ۱۶ کشور آفریده اهورامزدا در باورهای اسطورهای بوده است.
او ضمن آنکه از آرزوی خود مبنی بر آنکه کاش یک دانشجوی دکتری باستانشناسی روی تطبیق این محوطههای باستانی سیستان با آنچه در شاهنامه آمده کار کند، ادامه داد: منطقه مورد نظر ما دهانه غلامان نام دارد. گفته میشود این نام به قرن هجدهم میرسد که بردگان آفریقایی را از خلیج فارس به مکران میبردند و از این رو این نام بر آن نهاده شده است اما شواهد نشان میدهد دهانه غلامان همان شهر زرک (=زرنگ، زرنج) در کتیبه بیستون است که حدود ۱۰۰ هکتار وسعت دارد.
سیدسجادی با اشاره به اینکه سر مارک اورل اشتاین (Sir Marc Aurel Stein)، باستانشناس مجاری که غالب محوطههای باستانی سیستان را رصد کرده، نامی از دهانه غلامان نیاورده چون احتمالا در آن زمان، مدفون در شنها بوده است، افزود: وقتی در سال ۱۹۵۹، امبرتو شراتو (Umberto Scerrato)، باستانشناس ایتالیایی از طرف ایزمئو به این منطقه میآید، ابتدا آن را خاکبرداری میکند و ۲۷ ساختمان در آن تشخیص داده شد که یکی از آنها ۳۰۰۰ مترمربع وسعت داشت. در این میان، مهمترین بنا، ساختمان شماره ۳ بود که ۵۰ در ۵۰ مترمربع وسعت داشت و دورتادورِ آن را آتشدانها دربرگرفته بودند و سه محراب هم در وسط آن تعبیه شده بود و خودِ شراتو بر این عقیده بود که نوعی کاربری معبدگونه داشته است.
او با بیان اینکه در دهانه غلامان، جز مصطبهها و سکوها که از آجر است، سازهها از خشت خام است، اظهار کرد: در این منطقه شیء وجود ندارد و این کار را برای ما سخت کرده است چون وجود اشیاء کمک میکند تا بتوان تفاسیر و تعابیر گوناگونی مطرح کرد. دهانه غلامان را تکدورهای میدانیم و ابتدا تا انتهای آن دورهای ۲۰۰ ساله است اما گویی متروک شدن این منطقه با برنامهریزی قبلی انجام گرفته است هرچند هنوز دلیل را متوجه نشدهایم.
سخنران دیگر این نشست، کوروش محمدخانی، استاد باستانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، بود که درباره کاوشها و پژوهشهای خود از این منطقه گفت: دهانه غلامان محوطهای کمتر شناخته شده است و آغاز این شناخت به سال ۱۹۵۹ میرسد که جوزپه توچی (Giuseppe Tucci)، رئیس ایزمئو که مؤسسه ایتالیایی مطالعات خاورمیانه و خاور دور است، به ایران آمد و در روستاهای قلعه نو و کدخدا رستم متوجه بقایای سازههایی کهن در حوالی این روستاها شد و نام آن را قلعه نو گذاشتند. بهدنبال آن، پروفسور امبرتو شراتو از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ که در آن زمان استاد دانشگاه شرقشناسی ناپل بود، به کاوش پرداخت.
او درباره ویژگیهای منطقه سیستان بیان کرد: حیات این منطقه به آب رودخانه هیرمند و دریاچه هامون بستگی دارد و این دو باعث آبادانی سیستان شده است. در سال ۱۳۶۰ دو چاهنیمه (دریاچه مصنوعی) ایجاد شد و قسمتهایی از محوطه زیر آب رفت و این در حالی است که در سال ۱۳۵۱ به رؤیت دکتر سیدسجادی رسیده بود. دولت در سال ۱۳۷۱ تصمیم به ساخت سد میگیرد که در آن صورت کل منطقه دهانه غلامان زیر آب میرفت که پس از مذاکرات، دکتر سیدسجادی پژوهشها و کاوشهایی را آغاز کرد که تا سال ۱۳۸۴ ادامه یافت.
این باستانشناس ادامه داد: در تیم شراتو، معماری به نام ماریانی بود که به کشیدن نقشهای از منطقه پرداخت و ۲۷ ساختمان آن را در آن طرح نشان داد. براساس این نقشه، تنها ۴۰ هکتار از محوطه ۱۰۰ هکتاری دهانه غلامان تا امروز کاوش شده است و بقیه ساختمانها زیر زمین است. اما پرسش اساسی درباره دهانه غلامان این است که آیا اینجا یک شهر هخامنشی بوده یا خیر. زیرا هر آنچه از هخامنشیان چه در شوش و برازجان و چه در تخت جمشید و پاسارگاد وجود دارد، همه کاخها و بناهای سلطنتی هستند و هیچ مشخص نیست که مردم در کجا زندگی میکردند. یافتن پاسخ این پرسش با روشهای متداول مقدور نبود در نتیجه هیات باستانشناسی ایرانی – فرانسوی به سرپرستی رمی بوشارلا (Remy Boucharlat)، باستانشناس فرانسوی از سال ۱۳۷۸ با روش آرکئوژئوفیزیک (Archaeo-Geophysics)، در پاسارگاد و مرودشت آغاز شد و بسیار کمک کرد.
محمدخانی از نقشه ماریانی گفت که اساس قرار گرفت تا روشن شود که دهانه غلامان شهر هخامنشی بوده یا خیر، و اضافه کرد: از سال ۱۳۸۶ پیمایش تازهای در دهانه غلامان آغاز شد اما در فروردین سال پس از آن چاهنیمه شماره ۴ هم آبگیری شد که موجب شد مردم زابل و زاهدان پس از سالها به آب شیرین دست پیدا کنند اما باز هم قسمتهایی از منطقه زیر اّب رفت. با این حال در همان ۴۰ هکتار هم بررسی ژئوفیزیکی با روش الکترومغناطیسی انجام شد که شش سال ادامه یافت.
این استاد باستانشناسی دانشگاه شهید بهشتی از چهار محوطه در سیستان نام برد که تصور میشد هخامنشی هستند و گفت: محوطه رام شهرستان در زهک از ساسانی ، محوطه زاهدان کهنه از دوره اسلامی و محوطه نادعلی در افغانستان از عصر برنز بود اما دهانه غلامان مربوط به عصر هخامنشی بود و با پژوهشهای تازه حالا به یقین میتوان گفت از دوران هخامنشی است. در این منطقه، عموما ساختمانها به هم پیوسته و بهشکل مجموعه بنا هستند و طی این بررسیهای جدید با کشف ساختمانهای دیگر به ۴۳ بنا رسیدهایم. در دهانه غلامان مانند دیگر محوطههای هخامنشی میان بخش شمالی و جنوبی به فاصله حدود دو کیلومتر حتی یک قطعه سفال هم نیست و پیرامون شهرها هیچ حصاری وجود ندارد. در دهانه غلامان کانال ۱۱ کیلومتری پیدا کردیم که تا سنارود میرفت اما با آبگیری چاهنیمه شماره ۳، ده کیلومترِ آن زیر آب رفته بود.
او در جمعبندی تحقیقات خود از دهانه غلامان سیستان گفت: میتوان نتیجه گرفت دهانه غلامان با داشتن بخشهای صنعتی، اداری، مذهبی و سلطنتی یک شهرِ کامل هخامنشی بوده است و با آنچه از مفهوم شهر در این دوره به ثبت رسیده بهکلی متفاوت است. هرچند بهنظر میرسد این شهر دستوری ساخته شده و دستوری متروک شده باشد زیرا گویی شهر را جارو کرده و از آن رفتهاند. اما عجیب که ما هنوز نتوانستهایم در آن گورستان و وسایل انسانی پیدا کنیم. حتی دلیل اینکه توچی، پس از سه سال، شراتو را از دهانه غلامان فراخواند این بود که هیچ شیء نیافته بود زیرا معتقد بود نباید در منطقه بدون نشانه انسانی کاوش کرد. با این حال شهر بودن دهانه غلامان بر ما به قطعیت رسیده است.
سیدسجادی هم در انتها نکتهای را متذکر شد که ما همه دهانه غلامان را کاوش نکردهایم زیرا یک باستانشناس حق ندارد همه محوطه را حفاری کند و موظف است بخشی از آن را هم به نسل آینده واگذار کند شاید آیندگان با پیشرفت علم تصمیم دیگری بگیرند و روش بهتری اتخاذ کنند.
همچنین در پایان، از کتاب «دهانۀ غلامان، شهری هخامنشی در سیستان» اثر سیدمنصور سیدسجادی که انتشارات آریارمنا به چاپ رسانده است، رونمایی به عمل آمد.