займ на карту срочно
کد خبر: 26038 | سرویس: وبلاگ
تاریخ انتشار: 18 مارس 2017 | ساعت » 13:08

از آن سموم که برطرف بوستان بگذشت

عجب که رنگ گُلی ماند و بوی یاسمن (حافظ)

بی بی نوروز می آید با نم نم باران. از پهنای زمان، با عطر شکوفه ها می آید. بی بی می آید. از هزاره ها با لبخند ناهید. از بلندای کوه اوشیدا می آید. بی بی سوار بر ابرها می آید. تا دخترکان نیمروزی با زلف های افشان برقصند و بخوانند «بارو کوجو باروکو، مویه قرهُ که لوکو» رقص کنان به پیشواز پدر می روند که با یک بغل جوی سبز خوشه نداده وارد می شود تا بر سردرب هر اتاق چند شاخه جوی سبز را به چه ماند. که امروز علفه است. روز آمدن بی بی، که مقدمش سبز باشد. در کوچه ها غوغاست. بع بع گوسفندان و صدای زنگوله ها و صدای مادران است که دخترکان را صدا می زنند تا تنورها را هیزم بریزند و روشن کنند تا بوی کلوچه بی بی را به خانه ها بخواند. از دوردستها صدای دایره می آید با آواز. که می خوانند و میرقصند. که بی بی می آید. با نم نم باران. فردا روزی دیگر است. فردا خورشید زودتر از دریای زمان بیرون می آید. شسته تر و درخشان تر بتابد و دخترکان با لباسهای رنگارنگ از خانه ها بیرون می آیند. انگاری باغچه هایی پُر از گل است.

فردا روزی دیگر است و روز باز زایی زمان و تولد سبزه ها. فردا آغاز رویش است و زنده شدن طبیعت. اینجا سیستان است. اینجا نیمروز است. با کوچه باغهای پردرخت. اینجا میانه حوزه نوروزی است. نوروز از نیمروز به دیگر سرزمین ها رفت و من در میانه حوزه نوروزی ایستاده ام اندیشه ام به گذشته برگشته. به ۴۰ سال عقب تر گویا خواب می بینم. روزهای پر از شادی را. روزهای پر از نعمت را. که از آن همه نعمت فقط برایمان خاطره ای مانده است با سرزمینی دلگیر. با سرزمینی قحطی زده. ناگهان از اندیشه دیروزی بیرون می آیم که دیگر بی بی به این سرزمین نخواهد آمد. بی بی با بال پل پلاسی ها نخواهد آمد. هیچ خانه ای پرنشاط نیست. خانه ها دلگیر. دخترکی نمانده تا برای بی بی بخواند. «باروکوجو باروکو» دخترکان با پدران در فکر هجرت و کوچ از میانه حوزه نوروزی هستند. آدمها بی بی را از سیستان رانده اند. حتی طبیعت را. ابرهای آبستن باران بر سیستان سایه می اندازند امّا باران را بر سیستان فرو نمی ریزند و راهی غربت می شوند و من باید به جای سرود نوروز در نیمروز را فقط خاطره بنویسم از دیگر جایها، از اینکه دیروز یونانی ها می گفتند آسمان سیستان پر از فرشته است. بنابراین برای سیستان نوروزی نمانده، برای این مردم بهاری نیست و من به یاد داستانی می افتم که در دهه چهل دست به دست می چرخید. با نام (NohivenforyonojoDin) نوهِی وِن فورگوناگاوین که معنی آن می شود برای گونگاوین بهشتی نیست یا جهنم برای گونگاوین یعنی برای سیستان بهشتی نمانده است و اینک فلسفه نوروز

بر طبق روایات مختلف در قرن هفتم ق.م در سرزمین های ایرانی تقویم ایرانی جاری بوده است سال ایرانی ۱۲ ماه و هر ماه سی روز و سه روز اول هر ماه هم نام مخصوصی داشت و تمامی اسامی، اسامی پروردگار بوده است و در هر ماه روزی که نام روز و نام ماه روی هم قرار می گرفت. آن روز روز جشن ایرانی بوده. بنابراین ایرانی ها در طول سال ۱۲ جشن داشتند که مورد ستایش ایرانیان بوده از آن جمله، نوروز، جشن مهرگان، جشن شده است.

که جشن سده ۵۰ روز قبل از نوروز جشن گرفته می شد. اما به خاطر زایش و رویش و آغاز به تعادل رسیدن شب و روز، کشت و تولید. نوروز به نسبت دیگر جشن ها اعتبار و شأن و منزلت بیشتری داشت. در مورد پیدایش نوروز و چگونگی آن مطالب شفاهی زیادی است و آنچه هم در منابع کتبی وجود دارد مربوط به ابن بلخی، ابوریحان بیرونی و حکیم عمر خیام نیشابوری است. بیشتر منابع نوروز را به جمشید نسبت می دهند. برخی هم می نویسند پس از آنکه جهان آغاز شد سه هزار سال پادشاهی پروردگار اهورامزدا بود که مردم در کمال آسایش می زیستند. امّا اهریمن جهالت و تاریکی را به جنگ روشنایی می فرستند که در این نبرد نور و روشنایی بر ظلمت و تاریکی پیروز می شود که این پیروزی «نوروز» نام گرفت و بعد این نام همه جا پراکنده شد.

در هر منطقه نوروز با توجه به رسم آن منطقه برگزار می شد. در تمامی نقاط حوزه نوروزی بشارت دهنده نوروز یک مرد هست. مثل حاجی فیروز، عمو نوروز، کاکا نوروز امّا در سیستان بشارت دهنده نوروز یک زن هست. مثل بی بی نوروز یعنی اینکه در سیستان زن از منزلت بالایی برخوردار بوده. یعنی معابد اناهیتا در سیستان زیاد بوده که اکنون به نظر نگارنده فقط می توان به «بی بی دوست» اشاره کرده، یکی از ویژگی های معابد آناهیتا آب بوده. بر طبق کتاب سدهای باستانی آقای دکتر حسن احمدی یک شاخه از رودخانه هیرمند از شرق بی بی دوست عبور می کرده و بر طبق نوشته جغرافی نگاران خارجی مجسمه آناهیتا در کوه خواجه سیستان به دست آمده. بنابراین نوروز یک جشن ایرانی و در سیستان از شکوه و عظمت بالایی برخوردار بوده و تا چهل، ۵۰ سال قبل نوروز در سیستان به بهترین وجه برگزار می شد. امّا اکنون که فقر سایه سار سیستان شده از آن همه شکوه و عظمت خبری نیست.

 

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله

برچسب ها:
Subscribe
مرا آگاه ساز اگر
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
جدیدترین اخبار