شهر سوخته نام محوطه باستانى بزرگى است که در ۵۶ کیلومترى جنوب غربى شهر زابل واقع شده است.
این سلسله تپه ها با مساحتى بالغ بر ۱۵۰ هکتار وسعت از بزرگترین محوطه هاى باستانى دورانى آغاز تاریخى فلات ایران به شمار مىرود که ۵۲۰۰ سال قدمت دارد و از این نظر تنها شهرهاى باستانى انگشت شمارى چون شوش و تپه ملیان در ایران، موهنجودارو در پاکستان و گورستان معروف سلطنتى اور در میان رودان با آن قابل مقایسه هستند.

اگر تمدنهاى دره سند را مدیون رودخانه سند و بین النهرین را مدیون دجله و فرات و بالاخره مصر را هدیه رود نیل بدانیم، تمدن دشت سیستان نیز مدیون رودخانه هیرمند است.
باید گفت نخستین کسى که محوطههاى شهر سوخته را از نظر علمى بررسى و معرفى کرد باستانشناس معروف انگلیسى، سراورل اشتین (sir Aurelstein) بوده که اطلاعات مفیدى را درباره آن به دست داده است و پس از سال ۱۳۴۶ تا زمان انقلاب اسلامى ایران، این محوطه باستانى توسط باستانشناسان ایتالیایى به سرپرستى مارتیسیوتوزى مجددا مورد بررسى و کاوش قرار گرفته است. پس از گذشت حدود ۱۹ سال از انجام آخرین پژوهشهاى میدانى، کارشناسان سازمان میراث فرهنگى کشور به سرپرستى دکتر سید منصور سجادى، کار پژوهش در این تپه را مجددا آغاز کردند.
اهمیت و وسعت کشفیات شهر سوخته در طى چند سال اخیر این محوطه را از صورت محوطه باستانى عادى دوران مفرغ بیرون آورد و به مهمترین مرکز استقرار در حقیقت، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و فرهنگى تمام منطقه در طى هزاره سوم و دوم پ. م درآورده است. حاصل بررسىها در اطراف شهر سوخته، بازیابى و شناسایى حدود چهل محوطه باستانى دیگر است که با شهر سوخته قابل مقایسه اند و شهر سوخته با وسعت ۱۵۰ هکتارى خود بزرگترین محوطهها مىباشد. در مساحت بالغ بر ۱۲۰ هکتار از کل مساحت ۱۵۰ هکتارى این تپهها، دیده مىشود و حدود ۷۵ هکتار از سطح این تپهها با توده سفالهاى شکسته، قطعات سنگ، فلز، مرمر و قطعات و باقى ماندههاى مواد باستانى دیگر پوشیده شده است. تپه هاى شهر سوخته به پنج بخش اصلى تقسیم مىشوند:
۱ ـ بخش مسکونى شرقى که بلندترین قسمتهاى شهر را تشکیل مىدهد. ۲ ـ منطقه بزرگ مرکزى یا منطقه مسکونى مرکزى که از سوى غرب، جنوب و شرق با گودالهاى عمیقى از بخشهاى دیگر جدا مىشود. ۳ ـ منطقه صنعتى شهر که در شمال غربى شهر واقع شده و در سطح آن وسایل و ابزار سنگى گوناگون به فراوانى دیده مىشود. ۴ ـ منطقه بناهاى یادمانى در شرق منطقه صنعتى که کار بررسى و کاوش در آن از سال ۱۳۷۸ آغاز و تاکنون ادامه دارد. ۵ ـ منطقه جنوب غربى شهر که گورستان را در برگرفته و داراى مساحتى بالغ بر ۲۵ هکتار است تعداد گورهاى موجود در این گورستان بیش از ۲۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ تخمین زده شده است.
شهر سوخته در طى تاریخ حیات خود حداقل سه بار دچار آتش سوزى و حریق شده و وجه تسمیه آن به خاطر وجود آثار سوختگى شدید و باقى مانده خاکسترهاى بسیار زیاد در سطح آن مىباشد که باعث شده مردم محلى این نام مناسب را، شهر سوخته انتخاب کنند. شهر سوخته بین سالهاى ۲۰۰۰ تا ۳۲۰۰ پیش از میلاد، محل مسکونى بوده است. آثار تمدنى موجود در این شهر به چهار دوره و یازده مرحله جداگانه تقسیم شده است.
دوره اوّل: این دوره از شهر سوخته مطابق با دوران آغاز نگارش در میان رودان و خوزستان است که کهنترین ادوار سکونتى شهر را در بر مىگیرد. در کهنترین طبقه این دوره، یک گل نوشته دوران آغاز ایلامى پیدا شده است. این متن گلى، تنها نوشته متعلق به این دوره از تاریخ است که در سرزمینهاى شرقى فلات ایران و در مشرق کویر لوت پیدا شده است.
دوره دوم: در دوره دوم شهر سوخته به اوج شکوفایى و گسترش خود رسیده و مساحت آن حدود هشتاد هکتار برآورده شده است. بناهاى بسیارى در این دوره در شهر ساخته شده و امور گوناگون دامدارى، کشاورزى، صنعتى و بازرگانى در آنجا توسعه یافته است.
این دوره مربوط به دوران آغاز شهرنشینى و نیز مصادف با اواسط دوران مفرغ است.
دوره سوم: آثار دوره سوم استقرار در شهر سوخته زمانى بین ۲۵۰۰ تا ۲۳۰۰ پ. م یعنى دوران موسوم به دوره دولت ـ شهر را در بر مىگیرد.
دوره چهارم: آثار بسیار کمى از این دوره به دست آمده و تنها اثر معمارى که به این دوره نسبت میدهند بناى معروف به کاخ سوخته است.
معمارى: ضمن کاوشهاى انجام شده در این شهر، آثار معمارى چندى که قابل انتساب به دورههاى مختلف استقرار هستند به دست آمده است. مهمترین و بزرگترین مجموعه ساختمانى شهر شاید خانههاى معروف به «خانه پلکانى» از دوره دوم و بناى معروف به کاخ سوخته از دوره چهارم استقرار در این شهر باشند.
همچنین در چهارمین فصل کاوشهاى شهر سوخته، باستانشاسان موفق به شناسایى بزرگترین بناى این شهر در وسعت نزدیک به یک هزار متر مربع شدند که داراى پلکانى وسیع و عریض مىباشد و به گفته سید منصور سجادى سرپرست هیات باستانشناسى شهر سوخته ـ این بنا در این برهه زمانى در هیچ اثر باستانى دیگرى در ایران و همچنین میان رودان دیده نشده است و صدها پیکره گلى انسان و جانوران مىتواند دلیل استفاده از این محل به عنوان یک معبد باشد.
گورستان شهر سوخته: گورستان شهر داراى مساحتى به وسعت ۲۵ هکتار مىباشد. تاکنون هشت گونه قبر به اشکال و اندازههاى مختلف کشف شده است که عبارتند از گودالهاى ساده، گودالهاى دو قسمتى، گورهاى سردابهاى، گورهاى شبه سردابهاى، قبور خشتى مربع، قبور خشتى مستطیل، قبور دو دیوارهاى و قبور مدور.
مردمان شهر سوخته مردگان خود را معمولا در میان پارچه مىپیچیدهاند و در جهات جغرافیایى گوناگون و به شکلهاى مختلف (معمولا به حالت جنینى و چمباتمه) به خاک مىسپردهاند.
با توجّه به اعتقادات مردم این سامان نسبت به زندگى پس از مرگ، در گورهاى افراد لوازم مورد نیاز و اغذیه لازم براى زندگى در جهان دیگر در داخل ظروف مختلف گذاشته مى شده است که عمدهترین آنها عبارتند از:
۱ ـ لوازم مورد نیاز براى تدفین مانند کفن، فرش حصیرى و لباس
۲ ـ غذاى لازم براى ادامه زندگى شامل انگور، جو، گندم، گوشت، سیر و نوشیدنیهاى گوناگون
۳ ـ وسایل و لوازم شخصى و فردى مانند شانه، سبد، ظرف و مانند آن
۴ ـ وسایل و ابزار کار مانند مهر، تیغه، نوک پیکان، مهرههاى مختلف رنگى و سنگى و مانند آن
۵ ـ لوازم و ابزار نیایشى و آیینى مانند نذورات مختلف، از جمله جانوران و چهارپایان کامل و پیکرکهاى آنها از ظروف سفالى که صرفا در مراسم تدفین از آنها استفاده مىشده است.
یکى از قبور شاخص شهر سوخته تدفین گروهى شماره ۱۰۰۳ است. در این قبر تعداد ۱۲ جمجمه گرداگرد دیواره داخلى این قبر دایره شکل کار گذاشته شده بود. که جمجمه یکى از جسدها در این قبر متعلق به دخترى ۱۲ ـ ۱۳ ساله بوده است که به بیمارى هیدروسفالى مبتلا بوده و «پزشکان» شهر سوخته حدود ۲۷۵۰ سال پیش از میلاد و به عبارتى ۴۷۵۰ سال پیش به بیمارى او پى برده و عمل جراحى انجام داده اند که این قدیمىترین نمونه جراحى شناخته شده در ایران است.

در میان قبور پیدا شده در سال ۱۳۷۶ مىتوان به یک قبر سردابهاى که به خانوادهاى شاخص در شهر سوخته تعلق داشت اشاره کرد که آخرین جسد این گور متعلق به دخترى ۱۷ ساله بوده که علاوه بر ظروف سفالى و مواد غذایى موجود در کنار مرده تعدادى از اشیا شخصى این زن جوان نیز همراه وى به خاک سپرده شده بود. این لوازم که در داخل یک سبد و در کنار صورت، در نزدیک دستهاى او گذاشته شده بود، در حقیقت یک کیف آرایشى شامل یک جعبه، آیینه چوبى خراطى شده، یک آیینه مفرغى، یک هاون بسیار ظریف مرمرى سرمهکوبى، یک میله مفرغى سرمهکشى، یک سرمه دان مرمرى و سرمه داخل آن، یک شانه چوبى بسیار ظریف و یک کاسه سفالى خاکسترى منقوش به دست آمد. اسکلت این زن جوان همراه با اشیاى ذکر شده و تعداد دیگرى از لوازم و ابزار چوبى و حصیرى همگى در روى یک فرش حصیرى کار گذاشته شده بود. تاکنون هزاران قطعه اشیاء مختلف فلزى، چوبى حصیرى، گلى، سنگى، سفالى، استخوانى و مواد دیگر از مناطق مسکونى و گورستان شهر به دست آمده است. ظروف سفالى شهر سوخته را به وسیله چرخ سفالگرى مىساختهاند. این ظروف معمولا به دو گروه سفالهاى منقوش و غیر منقوش تقسیم مىشوند. استفاده از سنگ مرمر نیز براى ساختن ظروف بسیار ظریف رایج بوده چنان که از سنگهاى بهادار مانند عقیق و لاجورد و فیروزه براى ساختن مهرههاى گوناگون تزیینى استفاده مىکردند. مردم شهر سوخته حدود ۵۰۰۰ سال پیش، این مواد را از نقاط دور دستى مانند بدخشان افغانستان و یا خراسان به صورت خام به این مکان وارد مىکردند و پس از تراشهاى اولیه و ساختن مهرههاى مورد نیاز خود،
مابقى را به نقاط دیگرى مانند شبه جزیره عمان، جزایر و سواحل خلیج فارس و شهرهاى میان رودان صادر مىکردهاند. همچنین از سنگهاى دیگرى مانند سنگ چخماق، بازالت، سنگ صابون، سنگ شیشه و مانند آن براى ساختن اشیاء زینتى و یا ابزار کار استفاده شده است. براساس کاوشهاى علمى شهر سوخته، نشانههاى بارزى از صنایعى مانند بافندگى، نجارى و فلزگرى به چشم مى خورد به گونهاى که ساخت اشیاء چوبى و حصیرى و بافندگى نیز در شهر سوخته مرسوم بوده است. مردم شهر سوخته به گونهاى در ساختن و بافتن شانه هاى چوبى و اشیاى حصیرى مهارت داشتهاند. این مردم با استفاده از نىهاى اطراف دریاچه هامون سبدهاى نىاى زیبا و فرشهاى حصیرى تولید مىکردهاند و با استفاده از چوب، شانههاى چوبى ظریفى ساختهاند.
پارچه هاى مورد نیاز خود را از الیاف گیاهان و پشم و موى چهارپایان مىبافتهاند که نمونه کلیه این اشیاء طى کاوشهاى سالهاى اخیر به دست آمده است. در میان اشیاء پیدا شده باید به مهرههاى تزیینى مختلف، پیکرههاى کوچک گلى جانوران و انسان، مهرهاى گوناگون سنگى و فلزى و استخوانى، گلولههاى گلى و در پوشهاى گلى، ظروف مختلف و اسباب و ابزار بازىهاى فکرى و صدها نوع اشیاء دیگر اشاره کرد.


یک نمونه از اشیا بسیار مهمى که در اثر حفارى پیدا شده است یک تخته بازى چوبى است که در روى آن نقش مارى حکاکى شده است که دم خود را به دهان گرفته و با حرکتهاى مارپیچ خود تعداد ۲۴ خانه دایرهاى شکل منقطع را به وجود آورده است. مهره هاى بازى نیز با این تخته در کنار آن و داخل یک کاسه سفالى گذاشته شده بود که این شى نفیس و یگانه را شاید بتوان «پدر» بازى شطرنج به حساب آورد. همچنین پیدا شدن گل نوشتهاى با علایمى شبیه به آنچه که خط دوران آغاز ایلامى خوانده شده است نشان دهنده آشنایى جامعه شهر سوخته با نوشتن و ثبت وقایع و همچنین ارتباط این شهر با شهرهاى غربى فلات ایران بوده است.(راهنماى مختصر شهر سوخته نوشته سید منصور سید سجادى ۱۳۷۸)

یکى از جالبترین وسایل چوبى به دست آمده از شهر سوخته، شانه هاى آن مىباشد که یک نمونه از آنها، شانهاى معرق کارى مىباشد که قدیمىترین اثر معرق کارى بوده که داراى دسته هندسى شکل بوده و دندانههاى بسیار ظریفى بر روى سطح دسته آن مشاهده مىشود. به نظر مىآید هنرمندان این شهر باستانى دو نوع چوب متفاوت را در اشکال گوناگون بریده و بر روى سطح دسته شانه قرار دادهاند و براى چسباندن آنها از صمغ درخت استفاده کردهاند و با توجّه به قدمت شانه هاى مشابه، مربوط به سه هزار پیش از میلاد است و نقوش آن مشابه نقوش سفالهاى کشف شده از آسیاى مرکزى و بخشهایى از پاکستان است.(روزنامه جام جم، سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۷۹ گزارش دکتر سجادى)

تعداد روستاهاى وابسته به شهر سوخته که در برخى از آنها کشاورزى و دامدارى و در برخى نیز فعالیتهاى صنعتى رایج بوده، بسیار زیاد است. همچنین مردم ساکن در شهر سوخته متعلق به یک گروه قومى و یا فرهنگى خاصى نبودهاند بلکه در شهر سوخته ۵۰۰۰ سال پیش، اقوام و گروههاى نژادى مختلفى در عین مسالمت با یکدیگر مىزیستهاند به گفته دکتر سید منصورى سجادى، سرپرست کاوشهاى باستانشناسى شهر سوخته، در میان هزاران قطعات اشیاى به دست آمده در این شهر تاکنون هیچ گونه اثرى از سلاحهاى تهاجمى و حتى تدافعى به دست نیامده است و کلیه اشیا برنده و کشندهاى که یافت شده از نوع ابزار موارد استفاده روزمره و یا مخصوص شکار جانوران و صید پرندگان بوده است.
مردم شهر سوخته از راه انجام کارهاى تولیدى صنعتى همچون سنگتراشى، بافندگى، سفالگرى، حصیربافى، پارچه بافى و تیغه تراشى امرار معاش مىکردهاند.





شغلهاى دیگرى چون بازرگانى، دامدارى و کشاورزى، ماهیگیرى و شکار نیز در اینجا رایج بوده است. مردم شهر با دانههاى گیاهان مختلف میوهها، گوشت جانوران گوناگون بویژه گاو، گوسفند، بز، غزال، ماهى، پرندگان مهاجر و تخم پرندگان تغذیه مى کرده اند.
مانند بسیارى از مراکز تمدنى مشرق فلات ایران، شهر سوخته حدود سالهاى ۲۰۰۰ پیش از میلاد از بین رفته است. و تا حدود ۱۵۰۰ سال پس از این واقعه بار دیگر ساختمان شهر هخامنشى دهانه غلامان اثرى از حیات و زندگى در دشت سیستان را به ارمغان مىآورد.(راهنماى مختصر شهر سوخته تالیف دکتر سجادى ۱۳۷۸)
منبع : shahr-i-sokhta.ir
0
0
votes
امتیازدهی به مقاله