займ на карту срочно
کد خبر: 45601 | سرویس: وبلاگ
تاریخ انتشار: 21 مارس 2022 | ساعت » 23:23

معرفی کتاب سیستان فرهنگی

سیستان فرهنگی؛ نام اثر علمی و پژوهشی است که به کوشش علی فیروزکوهی فعال فرهنگی و نویسنده سیستانی بعد از سالها تلاش در اسفند سال ۱۴۰۰ منتشر شده است.خواننده این کتاب پس از مطالعه آن با ویژگی های، تاریخی فرهنگی سیستان و فعالیت ها و کاوش های انجام شده در محوطه های باستانی سیستان ازجمله شهر سوخته و… وضعیت اقتصادی و ارتباط سیستان با سایر تمدن های بشری و تاثیر پذیری آنها از سیستان آشنا می شود.

علت وجودی این کتاب آن است که کتاب‌های تألیف‌شده دربارۀ تاریخ سیستان یا بطور پراکنده فقط بر دورۀ خاصی تأکید دارند یا به یک اندازه به همۀ دوره‌ها نپرداخته‌اند. از این رو نیاز به کتابی احساس می‌شد که تاریخ و فرهنگ سیستان را بطور کامل بازنماید، از کسانی بگوید که در این سرزمین زیسته اند و مرده اند؛ خالقان فرهنگی که به طرق گوناگون در منطقه و قاره رسوخ کرده است. پدیدآورنده این کتاب تلاش می‌کند نه‌فقط تاریخ و فرهنگ سیستان عصر جدید, بلکه تا حد امکان کل تاریخ سیستان را بازگو کند. این اولین و شاخص‌ترین تفاوت این کتاب با کتاب‌های دیگری است که دربارۀ تاریخ سیستان نگاشته شده است. دوم آن‌که در این کتاب متخصصان هر دوره با مقالات تخصصی در حوزۀ مطالعاتشان اطلاعاتی قابل فهم در اختیار دانشجویان و علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ قرار می‌دهند. پدیدآورنده این کتاب، فعال فرهنگی و متخصص در زمینۀ مطالعات فرهنگی ایران است. وی کوشیده‌است چکیده‌ای از تاریخ و فرهنگ سیستان را به شیوه‌ای روشن و قابل فهم در اختیار مخاطبان قرار دهد.

این مجموعه وزین با مقالاتی در حوزه فرهنگ و تمدن سیستان در شماره های مختلفی منتشر می شود.

علی فیروزکوهی پدیدآورنده این اثر تلاش نموده است با تبیین جایگاه فرهنگی و تمدنی سیستان و نقش و تاثیر آن بر ارتقای فرهنگ ایرانی؛ عطف توجه همه ی جهانیان را به این جایگاه ویژه ی تاریخی و تمدنی جلب نماید

مقدمه :

علی فیروزکوهی قبل از آنکه به کتاب بپردازد مقدمه با احساسی را نوشته است که خواندن آن خالی از لطف نیست:

به یاد دارم از همانگاه که شیوه راه رفتن را  آموختم، از همانگاه که  فراز و نشیب راهها را در زیر پاهایم حس کردم روزگار به من درسها داد و در ابتدای زندگی رسم دوست داشتن و عشق به  خاک وطن و غیرت و مردانگی را به من آموخت. و آنگاه  که مرا به مکتب و فکر منیر و دستان معجزه‌گر اساتیدم سپردند یاد گرفتم که گوشه و کنار این سرزمین برایم مقدس باشد. باید در هر وجب آن نمازبگزارم. وضو بسازم از چشمه عشق و و بر آستان این سرزمین سجده کنم.

زندگی را در افق نام نامی پهلوانان سرزمینم معنا کنم یادبگیرم  بخاطر وطنم حماسه ساز باشم. در اوج تلاش برای نام ایران زرهی از ایمان و بازویی از اراده‌ای پولادین بیابم با چشمی که یکسانی را  در وجودم منعکس کند برای تمام هموطنانم بکوشم و بخروشم. پس چنانچه دیدم که میدان امروز من فضای بیکران رسانه هاست و لشکر من داده‌های فرهنگ پربار سرزمینم است لذا برآن شدم تا شب و روز ندانم و خستگی نشناسم و از پا ننشینم تا آنگاە که همه ی آنچه در توان دارم را آرش وار در تیری رها کنم و آنجا را در مرز بی‌مرزی معرفی فرهنگ و تمدن درخشان میهنم با خورشید جهانتاب همسایه گردانم.

در این سال‌ها، هماره کوشیدم تا یک پُرکار فرهنگی باشم. پای سیستان که به میان می‌آمد، پای هزار اندیشه ندیده و هزار راه نرفته، نیز به میان می‌آمد. از این میان رزومه کارم ساخت یک تارنما و پایگاهی برای نمایش رزومه‌ها بود. هم زمان، برگزاری نشست‌های هم اندیشی، تلاش در بخش همبستگی و انسجام، برنامه‌های گوناگون فرهنگی، بخشی از تلاش هایم در این سال هاست. در این بین یکی از دغدغه‌های اصلی من معرفی تاریخ و فرهنگ سیستان به جهانیان است.امروز برآنم تا دست به کاری زنم که  بقول شیخ اجل سعدی شیراز باعث نزهت ناظران و فسحت حاضران گردد، قلعه‌ای سر برافلاک کشیده و اسطوره‌ایی از گستره فرهنگ سیستان را بر صحیفه‌ی جهان نقش ببندم، آنگونه که آوازه‌ی آن ورد اَفواه کودکی در قلب آفریقا و پیرمردی در قبایل سرخپوست، تا دانشمندان و مستشرقان و کاوشگران مشتاق گردد، و دیدن این عجایب آرزوی هر فرهیخته‌ای در سراسر دنیا باشد.

انسان اصولا با آرزوهای لایتناهی درین دنیا روزگار میگذراند و ورق بر ورق تقویمش را یکی یکی بر باد می‌دهد. اگر بگویم من نیز مستثنا نیستم گزاف نگفته‌ام زیرا آرزوها عموما مکنونات درونی اهداف هر انسانی را متجلی می‌کنند، حتی اگر برخی ازآنها تحقق نپذیرند باز  مگر نه اینست که دارم برایش تلاش می‌کنم.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

اگر آرزوهایم محقق شد شادمان خواهم شد، اما اگر ضربات تازیانه‌های سرنوشت مرا پیش از آن در کام مرگ فرو برد و چنین بر من بیداد کرد، آرزوهایم تبدیل به وصیتم خواهد شد. آنگاه در چنان فضای غم انگیزی چیزی ندارم جز آنکه از آیندگان و آینده‌سازان بخواهم این راه را ادامه دهند. وصیت برای بزرگان است اما من که  کمینه بنده‌ی مانند خاک و فرزند کوچک سیستانم و در کرانه‌های هیرمند با فریاد وطنخواهی یعقوب لیث از خواب عدم برخواسته‌ام چشمانم به بازی باز و عقاب بلندپرواز است و هیچکس نمیتواند چشمان مرا ببندد. اما آرزو دارم در آینده افتخارات سیستان برای جهانیان در داستانی نه کوتاه، نه افسانه  نه خیالی بلکه حقیقتی  بازگو شود که تا چشم کار می‌کند و روح توان پرواز دارد خرمی دین و آیین و سرسبزی این سرزمین در اعماق وجودشان حک شود.

انگیزه از انتشار کتاب سیستان فرهنگی:

وی در پیشگفتار این اثر هدف از چاپ این اثر را چنین آورده است که :
گـُفتارهای دانشورانه وپژوهشی، می تواند چهره کارسازی در بازگفت کارنامه گذشتگان و بازتاب کیستی این سرزمین دیرسال باشد. در این اندیشه تازه نیز کوشیده‌ام ، با همراهی استادان و فرهیختگان این بخش گردآمده تا نسک هایی را با گرایش سیستان‌شناسی برای پژوهشگران و دلبستگان و آمدگان و نیامدگان برجای بگذاریم.

خلاصه کتاب

۴ مقاله آمده در این کتاب عبارتند از:

۱- سیستان خاستگاه جواهرسازی و ساخت ظروف مرمری در دوران آغاز تاریخی

بر اساس یافته های باستانشناسی ساخت و کربرد جواهرات و زیورهای شخصی در کنار تولید انبوه ظروف مرمری یکی از ویژگی های اصلی سیستان در دوران آغاز تاریخی می باشد. در عین حال وجود سایر اشیا و ادوات سنگی همچون ابزارها و سرپیکان ها نشان از وجود صنایع سنگی تکامل یافته در سراسر هزاره سوم قبل از میلاد در این حوزه ی جغرافیایی دارد. کاوش های باستان شناسی که در محوطه های باستانی شاخص سیستان همچون شهرسوخته، تپه صادق و دیگر محدودهای دشت سیستان انجام شده، گواهی بر این مدعا است. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که در سیستان باستان جواهرسازی و استفاده از جواهرات پر رونق بوده و تولیدات سیستانی از جنس سنگهای نیمه گرانبها در هزاره ی سوم قبل از میلاد نه تنها در بازارهای بین النهرین به وفور یافت میشد، بلکه به سرزمین ها دور دستی همچون مصر نیز راه یافته است.نتایج این کاوش ها حاکی از آن است که شهرسوخته یکی از مراکز مهم تولید ظروف مرمری در خاور نزدیک در دوره باستان بوده است. در واقع نه تنها ظروف و اشیای مرمری زیادی از کاوش های گورستان و بخش مسکونی شهرسوخته بدست آمده اند، بلکه ضایعات تولیدی این مواد به همراه ابزارهایی که برای ساخت آنها بکار می رفته نیز در این منطقه شناسایی شده است. مجموع عناصر و کارکردهای فوق گواهی روشن بر وجود تولید ظروف مرمری در سیستان در دوران آغاز تاریخی می باشد.

۲- نتایج بررسی روشمند باستان شناختی سیستان

دشت سیستان با دارا بودن شرایط زیست محیطی مناسب مانند آب فراوان رودخانه هیرمند و خاک رسوبی حاصلخیز همواره محلی برای اسکان جوامع مختلف بشری بوده است. از این رو، ضرورت بررسی روشمند باستانشناختی در آن احساس می شد. بررسی فوق با اهداف متعددی که از عمده ترین آنها می توان به تهیه نقشه باستانشناسی ، شناسایی و آماده سازی کلیه محوطه های باستانی به منظور تهیه پرونده های ثبتی و گاه نگاری هر یک از آنها اشاره نمود، طی دو فاز عملی گردید که در هر فاز نیمی از وسعت منطقه را در بر می گرفت.

روش بررسی به صورت میدانی برگزار گردید که طی آن دو تیم از باستان شناسان حرفه ای هر یک از حوزه های ۲۲گانه سیستان را کاملاً پیمایش نموده و پس از شناسایی هر محوطه، نسبت به ثبت و ضبط و عملیات علمی و میدانی باستان شناسی آن محوطه اقدام می شد.

در فاز نخست (۱۳۸۶)، بخش مسکونی سیستان که بخشی از شمال و شرق آن را در بر می گیرد، هدف پیمایش فشرده میدانی قرار گرفت که نتیجه آن شناسایی ۸۰۸ محوطه در یازده حوزه ای که در این فاز انتخاب گردیده بود، شد. در فاز دوم (۱۳۸۸)، بخش صحرایی سیستان یا به عبارتی نیمه جنوبی آن مورد پیمایش میدانی قرار گرفت که حاصل این برررسی شناسایی حدود ۸۵۳ محوطه بود. به طور کلی، نتیجه این بررسیها، منجر به شناسایی ۱۶۶۱ محوطه در سیستان گردید. بررسی های باستان شناختی هر دو فاز نشان داد که سیستان همواره از توانمندیها و قابلیت های فراوانی به لحاظ داشتن خاک حاصلخیز، نیروی انسانی کارآمد و آب فراوان برخوردار بوده است و اگر این شرایط مجددا احیا شود، یک بار دیگر این سرزمین می تواند انبار غله ایران و لندن شرق شود.

۳- حوزه تمدنی سیستان و نقش تعیین کننده آن در شکل گیری تمدن ایران زمین

سخن از سیستان و جغرافیای تاریخی آن ، انسان را به دوران های کهن تاریخی و محیط های باستانی رهنمون می شود که شاید بتوان آنها را از نخستین نشانه های تمدن بشری دانست. نتایج جاصل از تحقیقات باستان شناسی بیانگر آن است که بستر جغرافیایی این منطقه ، از دوران پیش از تاریخ آکنده از تاثیر و تاثرهای تاریخی و همچنین سکونتگاه انسانهایی سختکوش ، پویا و ساده زیست بوده است و این کارکرد پس از آن نیز تا اکنون در این سرزمین حفظ شده است.سیستان در واقع خاستگاه قوم آریایی است که پس از کوچ از دشت های شمال خاوری آسیا و سیبری در این پهن دشت سکنی گزیده و شاخه هند ، ایرانی قلمرو خود را از سیستان به خاور و باختر در هند و ایران گسترش داده است.در عین حال از نظر تاریخی می توان گفت که کهن ترین و بزرگترین شهریاران ایران از سیستان برخاسته و در این سرزمین پرورش یافته اند و زرتشت با پشتیبانی شهریار سیستان (ویشتاسب) آیین خویش را در سراسر ایران و هند گسترانده است.نخستین فرمانروایان مقتدر و نامور ایران زمین چون کیومرث، فریدون، کیخسرو، کیقباد و… نیز از اینجا برخاسته اند و می توان گفت که در واقع سیستان خاستگاه کیانیان بوده است که نخستین فرمانروایان ایرانی و آریایی به شمار می آیند.در تاریخ کهن ما، خاور ایران و بویژه سیستان، پیوسته گاهواره تمدن بوده و قرار گرفتن سیستان میان دو مرکز تمدنی بسیار پیشرفته هزاره سوم پیش از میلاد، یعنی تمدن میان رودان و دولت ایلامی و سومری در باختر و تمدن هندوهای راپا و دره سند در خاور، ایجاب می کرده است که مردمان این سامان با دیگر فرهنگ ها و تمدن ها، بویژه فرهنگ های آسیایی در خاور و باختر آسیا ارتباط داشته باشند که البته بیشتر این ارتباطات از شاهراههای تجاری و در قالب دادوستد کالاها و خدمات و مواد اولیه صورت می گرفته است.

سیستان در دوره های پس از اسلام نیز جایگاه ویژه در معادلات سیاسی، اجتماعی جهان اسلام داشته است. زیرا گذشته از اینکه در مصب رودخانه هیرمند، از زمین های حاصلخیز و آب فراوان برای توسعه اقتصادی بهره میبرد، از نظر زئواستراتژیکی و زئوپولیتیکی نیز بر سر راه ایران به شبه قاره هند و افغانستان قرار داشت که این نیز بر اهمیت آن کی افزود.اینک سیستان با وجود افتوخیزهایی که بر اثر شرایط طبیعی و انسانی، اقتصادی در دوره های گوناگون داشته، کماکان توانسته موقعیت ویژه جغرافیایی، ژئوستراتژیک و ژئوپولیتیک خود را در شرق ایران حفظ نماید. بیگمان با بهره گیری مناسب از پیشینه درخشان تاریخی و جایگاه ویژه جغرافیایی سیستان ، میتوان بار دیگر عظمت و شکوه را به این منطقه از ایران زمین بازگرداند و از این رهگذر علاوه بر توسعه منطقه، به تحکیم پیوندهای فرهنگی و سیاسی، اجتماعی شبه قاره هند و آسیای مرکزی با ایران پرداخت.

۴ نقش سیستان در حفظ استقلال و هویت ملی ایران

با مهاجرت اقوام آریایی از زیستگاه اولیه ی خود حرکتی بزرگ در زندگی انسان بر پهنه ی زمین آغاز شد. گروهی از این مهاجران به فلاتی آمدند که نام آنها را بر خود گرفت و ایران نامیده شد. هر گروه از این آریایی ها در بخشی از فلات ایران ساکن شدند و نام خود را به آن دادند و یا نام محل را بر خود گرفتند همچون پارس ها، پارت ها و سکاها.

اینان و برخی ساکنان دیگر فلات ایران در تلاشی شگرف سه کار اساسی را به سرانجام رسانیدند اول زیستگاه خود را در حد یک کشور ارتقاء دادند دوم با تعامل و تبادل افکار توانستند مرام مدارا و تساهل را بیاموزند و در سومین گام برای حفظ کیان کشور خود رادمردی و پایداری از خود نشان دادند. در این میان سرزمین سیستان خاستگاه سکاها و آریایی ها و کیانیان که اعقاب کهن ایرانی هستند بوده و همواره در حفظ استقلال و هویت ملی ایران زمین نقشی ویژه داشته که این نقش از دوران اساطیری آغاز و در دوره ی تاریخی تداوم می یابد.

0 0 votes
امتیازدهی به مقاله

برچسب ها:
Subscribe
مرا آگاه ساز اگر
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
جدیدترین اخبار