بازدید از محل زندگی استاد عمرانی/علی فیروزکوهی.
مردی در آستانه
میان دیروز و امروز
دیروز هژبر
امروز هیرمند ۲۲
نام چه اهمیت دارد؟
آنچه میماند، یاد است
و
آدمیای از خویش و از سنّت و از گذشته نبریده و به حال نپیوسته در جستوجوی خویشتن خویش در آستانه ایستادهاست.
پدر در خانه نیست؟
مادر هنوز برنگشته؟
باشد؛ همین جا منتظر میماند؛
چشم به در میدوزد؛
خواهندآمد؛
میداند؛
و دوباره از پس پردهی پنجاه سالی که گذشت، جمعشان جمع خواهدشد و گلبوتههای شادی در باغچههای خانهشان خواهدروئید؛
و دوباره به برکت انفاس قدسی پدر و موجهای مهربانی مادر خرمن خرمن شادی درو خواهدکرد؛
و باز خانه از آدم و گندم و امید مالامال خواهدشد.
میداند
میداند.
پ.ن:
شانه به شانه با بزرگمردی فرزانه که
میرود وز سر حسرت به قفا مینگرد
خبر از پای ندارد که زمین میسپرد
خار سودائی آویخته در دامن دل
ننگش آید که به اطراف گلستان گذرد
و اینک ، اسفندماه ۱۳۹۶ از پس سالهای دور و دراز دل کندن از یار و دیار- که «به قدم رفته و به سر باز آمده» و به پندار یاران نزدیکش «مفتی اصحاب نظر بازآمده» و بر آن است تا «به کوی میکده دیگر علم برافرازد»، از پس پردهی اشک، جای پای کودکیاش را میجوید و خویشتن خویش را در خیابان های پایان شده میپوید، لختی با او به همراهی و همگامی دل میدهیم تا به عیان ببینیم هر تپش دلش یادمان کدام خاطرهی شیرین و یادگار نمکین است که او را چنین از امروز خویش تهی ساخته و از دیروز انباشته و با او بودن را تجربه کنیم و بدانیم که
بصر روشنش از سرمهی خاک درِ کیست
کاین چنین صیرفیگونه
قیمت خاک همیداند کاهل بصر است.
#علی_فیروزکوهی
همراهان گرامی( سرکار خانم الهام دروهی – حسین نظری جهانتیغ – سنچولی)








0
0
votes
امتیازدهی به مقاله