تقدیم به دریاچه هامون و ارومیه

عاشقانه
لیلای من
روزگارعجیبی است
دیروزکودکی
شادی را لمس می کرد
درکُت و شلوار
وکفش نوی عید
و تیله های قشنگ
رنگارنگ نوروزی
روزگار عجیبی است، لیلا
که امروز
آن کودک دیروزی
با موی سپیدو عینک
نمی تواند
شادی راببیند
ولمس کند
نمی تواند نازنین
امروز
من آن کودک دیروز
بازهم به ماه اسفند رسیدم
واسپندگونه می سوزم
در آتش دیدار لیلایی
که دیروز
لفظ عشق را
برایم هجی می کرد
در زیر درخت اوکالیپتوس
آن روز
بلبل درخت خرما
با آوازش
شهد عشق را
در هوا جاری می نمود
دلم برای دیدارت تنگ شده
لیلای شعرهای سروده و ناسروده ام
این جاکسی ست
که عشق را پنجاه وشش بار
دوره کرده است
بهار می رسد از راه
لیلای من
لیلای من
من این سروده را
با نام عشق برای تو
آغاز کرده ام
لیلای من بدان
که من هرسال
عاشق تر از گذشته به تو
با بهار زاده می شوم
من این جایم
در کناره چی چست
شهر آب و سیب و عاشیق
و طبرزد
من از کناره ی چی چست
با یک سبد
شکوفه ی بید مشک و سیب و گیلاس
همراه با سوز زخمه های
ساز عاشق عاشیق
عاشق تر از همیشه
به سویت مسافرم
تو را به عشق قسم لیلا
بیا و منتظر من باش
کنار ساحل هامون
روزهفتم فروردین
و عشق یعنی لیلا
و عشق یعنی هامون
و عشق یعنی چی چست
و عشق یعنی فراق – فاصله
و عشق یعنی لیلا باضافه من
چه درد تلخی است
درد فراق
بیا بهانه نگیریم
وقت دیدن هم
هزار شعر نگفته
برای هم داریم
بیا ، دوبیت بگوییم
نازنین از عشق
بهار می رسد از ره
بیا جوانی کن
عزیز خاطر شعرم
بهار بی پاییز
پی نوشت ها :
عاشیق-هنرمندان آذربایجانی که با نوای ساز و شعر و آوازشان نقش مهمی در فلکلور آذربایجان دارند
طبرزد: شیرین ترین و معروفترین انگور ارومیه و آذربایجان
چی چست- نام قدیم دریاچه هامون
0
0
votes
امتیازدهی به مقاله