کیانسه: سمیه اسدی که یکی از فعالین حوزه اجتماعی و فرهنگى کشور است ، اینک فرصتی دست داد تا با ایشان که به بانوی هامون و ارومیه شهرت دارد گفتگویی داشته باشیم.

لطفا خودتان را معرفی کنید :
سمیه اسدی هستم فرزند ایران سرزمین حماسه ها و رشادت ها، ایثار، ایمان ، خاک دلیران و نام آوران ،زادگاهم تبریز، فارغ التحصیل رشته ارتباطات ، شاعر و فعال فرهنگی و اجتماعی
– از چه زمان سرودن را آغاز کردید ؟
نوشتن را از ۹ سالگى و شعر سرودن را در ۱۸ سالگی،البته به زبان ترکى ،…اما از آنجا که همیشه با زبان مادریم فکر میکنم، گریه میکنم ، میخندم و احساس میکنم از این جهت اکثرا شعر هاى من به زبان ترکى هستند.
– چقدر اهل مطالعه هستید ؟
روزانه تا جاییکه ممکن باشد چند صفحه مطالعه را دارم کتاب های تاریخی ، ادبیات، و رمان های مختلف.
از شاعران سعدی و حافظ را هر چقدر بخوانم برایم تکرارى نمیشوند دوران کودکیم هم بیشتر با شعرهای شهریار و نصرت کسمنلی گذشت.

– ورزش؟
بله تا آنجایی که فرصت کنم، شنا و اسب سوارى اما همیشه برنامه پیاده روى را دارم .

– نام آثارتان ؟
اولین مجموعه آثارم به نام “سَنْ مَن ْ سیز یاشایا بیلمه یه جک سن “که عایدی مجموعه ام را به کودکان مبتلا به اختلال اتیسم اهدا کردم از آن جهت که صدایی باشم در بین شاعران و مخاطبینم براى حمایت از اتیسم چرا که اختلال اتیسم کمتر شناخته شده بود و واقعا مورد بی توجهى و بی مهرى بود.
اما از آنجا که ترک هستم، محال ممکن هست که ترک باشی و دلت براى دریاچه ارومیه نتپد و به درد نیاید، از آن رو خواسته یا ناخواسته براى دریاچه ارومیه شعر نوشتم که این اثر هم در دست چاپ است، البته یکى از ترانه هایم هم توسط یکى از خواننده های مطرح ترک زبان جناب آقای مسعود امیر سپهر اجرا شده که ترانه بسیار زیبا و شنیدنى شده است.

– با تالاب هامون چطوری آشنا شدید :
نفس عمیقی میکشد و با افسوس به ما نگاه میکند هامون ؟ هامون هم مانند ارومیه مظلوم واقع شده ، نخستین بار در سایت سیستو با هامون آشنا شدم یادداشتی از استاد سرابندی، و درخواست یاری رسانی مردم که در اینترنت زیاد به چشم میخورد.

– امین الله سرابندی ؟
بله ، آن دردنامه چنان در استخوانم نفوذ کرد که همان موقع در مورد ارومیه و هامون با هم شعر سرودم ، بعدها هم در جشنواره هامون که با پیگیری خانم دکترآقازاده وآقای علی فیروزکوهی با حضور مسئولان سیستان برگزار شده بود شعری در این زمینه ارائه دادم که در جشنواره شعر هامون هم مقام آورد و خوشبختانه بازتاب خوبی داشت و مورد استقبال خیلی از دوستان قرارگرفت.

– چندسال است برای ارومیه شعر میگویید : سه سال
– گویا با علاقه ای که به هامون پیداکرده اید برایش اشعاری سروده اید و مجموعه ای در دست چاپ دارید:
بله مجموعه ای از آثارم در رابطه با دریاچه ارومیه و هامون که جهت چاپ در دست ناشر است ، درست است که من فاصله زیادی از لحاظ جغرافیایی با هامون دارم، اما ایرانى که باشی فرقی نمیکند و همینکه قلبت براى وطنت بتپد کافیست
– چرا به شما میگویند بانوی هامون تا ارومیه ؟
شاید بخاطر همان شعر ترکی که در جشنواره شعر هامون ارائه دادم و آثاری که تاکنون برای این دو دریاچه سروده ام و یا حس مسئولیتى که با وجود هزاران کیلومتر فاصله دارم .

– دغدغه های یک فعال فرهنگی اجتماعی چیست ؟
رسیدن به هدف که همان خوشبختی مردم و آبادانی سرزمینمان است.
– به عنوان یک شاعر چه انتظاری از ریاست سازمان محیط زیست کشور دارید؟
اینکه فکری جدی برای آبادانی هامون و ارومیه داشته باشند و هرچه زودتر این دو دریاچه را نجات دهند ، چون وضعیت این دو دریاچه واقعا غم انگیز است.
– صحبتی با مسئولین دارید ؟
به وعده هایشان عمل کنند چون به قول سعدی :
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست
– سخنى با مردم ؟
مردم و هموطنان هم باید در حفظ محیط زیست مانند تمام محیط بانان عزیزمان کوشا باشند و با حیات وحش مهربانانه برخورد کنند.
و همه با هم دست به دست براى حفظ محیط زیست و دریاچه هامون تلاش کنیم.

و حرف اخر؛
ما حافظان این مرزو بومیم شده با جانمان یا قلم مان وظیفه داریم حافظ دریاچه ، خاک و هرآنچه که مربوط به سرزمین مان باشد، باشیم
و همه با هم در هر موقعیت وسمت وظیفه داریم که کارى بکنیم حال منِ نوعى با قلمم دیگرى با ثروتش و فکرش و موقعیتش و حال آنکه تنها به امید آبادانى وطنم.
باتشکرازشما بانوی هامون و ارومیه که در این مصاحبه شرکت کردید…
اورمودان دانیشیرام
دوزلو بیر سئوگیلیدن
اوزونه باخدیقجا
سویا گئتدی اوتاندیغیندان
اما
هئچ نه آزالمادی دوزلولوغوندان
دیندیرمه یه چالیشدیم
دینه بیلمه دیم
بیلمیرم نه دن
سانکی اوغورلانمیشدی دیلیم
بیر آووج دوزوندان آلیب
اورادان کورپو چکدیم
هامونا
اونوندا یاراسی وار آخی…
بیر آووج دوز یئتر یارالارینا
سن دانیش باری
سن نه دن سوسوزلامیسان؟
یوخسا سنده یاشاییرسان آذربایجان دا
ای اولو تانری
بیر باخ
بیر یاغ
قوی اویانسین
قوی بوی آتسین
دنیزله ریمیز
تکجه گوونیم سنه گلیر…
ترجمه فارسی :
از اورمیه حرف میزنم
از معشوقه ای بانمک
که وقتی به صورتش نگاه کردی
از خجالت آب شد
سعی کردم باهاش صحبت کنم
اما نتونستم
نمیدونم چرا
مثل اینکه زبانم دزدیده شده بود
یک مشت از نمکش گرفتم
و پلی به سمت هامون کشیدم
اون هم زخم داره
یک مشت نمک کافیه برا دردهاش
تو لاقل حرف بزن
تو چرا تشنه شدی
نکنه توهم در آذربایجان زندگی میکنی!!!
ای خدای بزرگ
نگاه کن
ببارون
بگذار بیدارشوند
ریشه بگیرند
دریاهامون
تنها اعتمادم به توئه
سمیه اسدی ….تبریز
4.5
2
votes
امتیازدهی به مقاله