کد خبر: 24519 | سرویس: جامعه > وبلاگ
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۵ | ساعت » ۱۰:۵۱

پاییز میرود و عاشقانه هایش را برای تولد زمستان پیشکش میکند ؛ چه باوقار و آرام گام بر میدارد و چه سخاوتمند است وقتی با ترنم عاشقانه اش بوسه بر گونه های ملتهب شهر میزند و آرام آرام خیس میشوند گیسوان درختان ..

426123756_241474                                   %db%8c%d9%84%d8%af%d8%a7

معصومه سراجی**

 

« یلدای شهر من»

پاییز میرود و عاشقانه هایش را برای تولد زمستان پیشکش میکند ؛ چه باوقار و آرام گام بر میدارد و چه سخاوتمند است وقتی با ترنم عاشقانه اش بوسه بر گونه های ملتهب شهر میزند و آرام آرام خیس میشوند گیسوان درختان ..
اما شهر من در سرمای خشک و بی آب کویر سیستان همچنان چشم براه باران میماند تا در یلدا دست به دعا برداریم ودر سیاهی طولانی ترین شب سال رنج روزگار خشکسالی را با مهر و عطوفت و دعای آل پاکان به صبحی سرشار از وحدت و اخوت پیوند زنیم .
از دیرباز چله و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند.
مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی – هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید (مهر) نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند کریسمس مسیحیان نیز ریشه در همین اعتقاد دارد{مدرک}در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.
در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به‌غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد. در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فراورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.
باامید به اینکه یلدای همه ایرانیان سرشار از مهر و عطوفت باشد و همچنین یلدا در سیستان هم با لبخند و سرور سیستانیان صبور به صبحی گرمابخش پیوند خورد.
« تا باد چنین بادا»
**نویسنده: معصومه سراجی

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "« یلدای شهر من» نویسنده: معصومه سراجی"

مرا آگاه ساز اگر
avatar
مرتب سازی بر اساس:   جدیدتریین | قدیمی ترین | بیشتر رای داده شده
رضا سرگزی
مهمان

بسیارعالی
قلمت مستدام باد

wpDiscuz
جدیدترین اخبار