займ на карту срочно
کد خبر: 27995 | سرویس: وبلاگ
تاریخ انتشار: ۲۱ تیر ۱۳۹۶ | ساعت » ۳:۰۸

نگاهی به ریشه‌های معارضه ریاض-دوحه.

١- دو کشور عربستان و قطر، و حاکمان ایندو، از ده ها، بلکه سده ای قبل از تبدیل شدن به وضع کنونی حاکمیت، دارای اختلافات دیرینه عقیدتی، خونی و سرزمینی بوده اند،. در یک قرن و بخصوص چند دهه اخیر، اختلافات ، تعارضات و حتی جنگ بین انها هر یک دلایل و انگیزه های متعددی داشته است.

٢- در یکی دو دهه اخیر نیز، بویژه پس از خلع ید شیخ خلیفه ، جِدّ تمیم ، توسط شیخ حمد، پدر تمیم، و بخصوص بعد از منازعه مرزی ١٩٩٢ و مداخله سعودی جهت کودتا در قطر در ١٩٩۶، روابط طرفین فوق العاده متزلزل و تنش الود بوده است.
علل و عوامل اَنگیزشی سرزمینی، ایدئولوژیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک و نیز رقابتهای سیاسی و حیثیتی زیادی در تداوم تنش بین دو طرف موجود است.

٣- همه این اختلافات و منازعات در طول تاریخ گذشته، از مقطع حاکمیت سلمان و پسرش بر سعودی، بشدت تحت تاثیر رقابت شخصی محمد و تمیم قرار گرفته و فوق العاده تشدید شده است. بویژه انکه، سعودی در عرصه بحران های جاری منطقه بشدت احساس جبن و غبن داشته و حیات خود را در گرو تسلط بلا منازع ، اول بر شبه جزیره العرب، سپس بر کشورهای عرب و مسلمان منطقه و نهایتاً برتری بر ایران و ترکیه، میداند.

۴- قطر امّاٰ ، کشوری است که در طول بیست سال اخیر، تحت تاثیر ایده های برتری طلبانه حمد بن خلیفه، جهشی قابل ملاحظه یافت و مدعی نقش افرینی بین المللی در جهان عرب و خاورمیانه شد!. کانال تلویزیونی ألجزیره، تصویر واقعی تمایلات سیاسی و بین المللی قطر را نشان داده است.

صبر فهد و پختگی عبدالله و تحمل حسنی مبارک و زیرکی بزرگان سعودی و مصر (نظیر سعود الفیصل و عمرو موسی یا احمد أبوالغیط) سالهای طولانی، از بحرانی شدن روابط مذکور، ممانعت کرد، امّاٰ در طول یکی دوسال اخیر که سلمان و پسرش ، و پدیده عجیبی مانند عادل جبیر، بر امور عربستان مسلط شده اند، دیگر از ان حلم و تدبیر خبری نیست.

۵- غایت انکه، با توجه به ریشه تاریخی و افزایش حجم اختلافات فیمابین در بحران تروریسم و داعش، رقابت عملیاتی و امنیتی در سوریه و یمن، رقابت سیاسی در روابط با ایالات متحده و رژیم اسرائیل، رقابت در امر سهم بازار و تسلط بر ترانزیت خطوط انرژی، رقابت در ایجاد بالانس یا نوع مناسبات با قدرتهای منطقه (نظیر ایران و ترکیه) و قدرتهای بین المللی (نظیر روسیه و چین)، و اوج گیری تعرضات در بالانس نیروهای وابسته (بخوانید گروه های تروریستی) در صحنه و نقشه امنیتی منطقه (رقابت یا معارضه نیروهای اخوانی و طالبانی و وهابی و سلفی با یکدیگر)، و مسائل مستحدثه نظیر ناتوی عربی،…. وقوع اختلافاتی در جریان سفر ترامپ به منطقه و طبعاً رقابت طرفین در کسب موقعیت برتر در معادلات اتی ، کدورت و کینه را تا ان اندازه افزایش داد که ، طرف سعودی حتی تا مرز خطر “کویتیزه کردن قطر” نیز پیش راند.

بویژه انکه، قطر در تنظیم مناسبات منطقه ای خود، خصوصا در روابط با ایران ، عراق ، پاکستان و ترکیه ، و نیز مغازله همزمان با ایالات متحده و روسیه، یا روابط همزمان و علنی با رژیم اسرائیل و حماس و دولت خودگردان کرانه باختری، بی پروا و پیشتاز، موجب حرص و حسد ریاض شد.

حدس و گمان سعودی دایر بر تاثیر پذیری دوحه از خط مشی و جهتگیری تهران، در روند مهار بحران تروریسم در منطقه، و احتمال نوعی تبادل یا موازنه در عرصه های امنیتی – سیاسی، ریاض را بشدت هراسان کرد.

۶- از سوی دیگر، میل سعودی به یکدست کردن شبه جزیره العرب و انضمام واحدهایی مثل قطر و بحرین و حتی کویت به خود، غیر قابل کتمان است ، لذا، شرایط موجود بار دیگر این تمایل را بشدت تحریک کرده است. انعقاد قرارداد کلان سعودی با امریکا، اشتغال ایران به حل بحران های سوریه و عراق و یمن و حفظ سکوی اقدام خود در سوریه و لبنان، ارزیابی استراتژیک ریاض از غلبه امنیتی – سیاسی ایران بر محیط منازعات ، بویژه در تعامل و موازنه بین مسکو و واشنگتن، و نیز تلاش سعودی جهت افزایش احتمال بروز برخورد امنیتی میان ایالات متحده و ایران، ( که از تمایلات سلمان و پسرش نیز هست)، همه، در ذهنیت امنیتی تیم سلمان أمکان شکستن هیمنه قطر را ، در میان دو سطح ” حد آقٓلّ تا حد اکثر” تداعی کرده است.

٧- محمد پسر سلمان تصور میکند ، حد آقٓلّ دستاورد برخورد با قطر، شکستن شاخ تمیم و به انقیاد اوردن او، یا امکان جابجایی هیئت حاکمه و جایگزین نمودن اپوزیسیون فرزندان خلیفه بن حمد، که عموزاده های ایشان ، از نسل احمد بن علی ال ثانی هستند، و یا در عالیترین وجه محتمل، تصرف بخشهایی از صفحات جنوبی قطر و افزایش فشار و تنگنای راهبردی برای دوحه، و النهایه تسلط مقتدرانه بر حاکمیت تضعیف شده قطر، خواهد بود.

البته، شواهد صحنه و مواضع قدرتهای بزرگ منطقه و جهان امکان تعبیر خواب محمد بن سلمان را بسیار بعید نشان میدهد.

٨- هرگونه اقدام نظامی یا امنیتی سعودی در قطر، به منزله کلید اغاز یک دومینوی طولانی و پر شدت از منازعات امنیتی و حتی نظامی خواهد بود.

چنین خطای استراتژیکی میتواند مسیر روندهای أمینتی و نظامی منطقه را بیش از پیش بر علیه ریاض تغییر دهد.
ایجاد جبهه سوم، در کنار مساله داعش و یمن، بزرگترین اشتباه استراتژیک سعودی خواهد بود.
بسیار بعید است که ائتلاف نیم بند و ظاهری دول عربی، با اقدام احتمالی سعودی علیه قطر، از هم گسسته نشود.

٩- هرچند که تا کنون کشورهایی در حد مصر و امارات به تبعیت از سعودی با قطر قطع ارتباط کرده اند امّاٰ، بنظر میرسد اقدامی فراتر از قهر سیاسی، مورد استقبال و قبول دیگر کشورهای منطقه و نیز قدرتهای مطرح، واقع نشود.
أنتظار میرود میانجی گری طرفهای ثالث، نهایتاً به تنازل قطر و امتیازاتی برای سعودی منجر شود.

در عین حال، حساسیت فوق العاده و افزایش شدید احتمال بروز منازعه ای جدید در سطح منطقه، حتی به فرض فروکش کردن بحران قطر- سعودی، امری درخور توجه میباشد.

١٠- جمهوری اسلامی ایران، میتواند با حفظ تعادل راهبردی خود از طریق ؛
– تداوم موازنه مثبت با قدرت شرقی، و موازنه منفی با قدرت غربی،
– تشریک منافع و مساعی قابل مذاکره با سه قدرت منطقه ای شامل ترکیه، پاکستان و مصر (در حد امکان)
– تداوم تاثیر تعیین کننده بر تحولات روی زمین، در عرصه های عملیاتی ضد تروریستی،
– تشدید روند “دیپلماسی صلح و امنیت” در سه لایه پیرامونی، یورو-اسیا، و یورو-اتلانتیک، با بهره گیری از مسیرهای دیپلماتیک متنوع رسمی و پنهان، و عمومی،
– و مهمتر از همه، اتخاذ موضع و رویه واحد و متحد در سیاست داخلی و سیاست خارجی، در همه سطوح نظام،
ضمن ایفای نقش مثبت و سازنده در فرایند کنترل و مدیریت این بحران حساس، هم از احتمال “تصاعد بحران” جلوگیری کٌند، و هم توسعه طلبی سعودی را در مسیر مطلوب خود، مهار و خنثی سازد.
شرایط امنیتی منطقه، انقدر حساس، خطرناک و شکننده هست که هراحتمالی را نباید نادیده گرفت.

علیرضا اکبری، دانش‌آموخته صلح‌سازی و حفظ صلح، و بنیانگذار موسسه پژوهش‌های راهبردی تصمیم. ٨ ژوئن ٢٠١٧

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

مرا آگاه ساز اگر
avatar
wpDiscuz
جدیدترین اخبار