займ на карту срочно
کد خبر: 27992 | سرویس: وبلاگ
تاریخ انتشار: ۲۱ تیر ۱۳۹۶ | ساعت » ۳:۰۳

در استانه شکل‌گیری دولت جدید شاید بد نباشد در راستای شایسته‌سالاری و رفتار سازمان‌مند با انتخاب اعضای جدید دولت سلسله مباحثی در این زمینه از سوی سیاست‌مداران و سیاست‌ورزان با جامعه نخبگی و مدیران کشور در میان گذاشته شود. یکی از اصلی‌ترین راهبردهای اصلاح‌طلبی برای برنامه‌ریزی و تنظیم سیر تحولات کشور، چگونگی تقویت و حفظ کرامت انسانی شهروندان فارغ از مسائل جنسیتی و رشد کمی و کیفی روز افزون حضور بانوان در صحنه اجتماعی است. در این راستا تقویت نقش زنان در رده‌های مدیریتی کشور یکی از برنامه های اصلاح‌طلبان است تا آنها بتوانند با تامین زیرساخت‌های مورد نیاز برای حضور موثر آنان در تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های عملیاتی و استراتژیک نماینده واقعی این بخش از جامعه باشند.

در این راه استفاده ابزاری از آنان به هر دلیل و دست آویزی از سوی هر فرد حقیقی و حقوقی از نظر اصلاح‌طلبان محکوم و صرفاً راهبرد مذکور را در راستای کرامت بخشی به زنان ایرانی و از طریق رشد تدریجی و آشنائی آنان با لوازم و ویژگیهای مدیریتی و رهبری سازمانها مجاز می‌دانند.

از آنجا که تحقق این نیت اصلاح‌طلبان در بخشهای مردم نهاد، از جمله بخش خصوصی، سازمانهای غیرانتفاعی و کسب و کارهای خلاقانه خارج از حیطه اختیار دولتها در جریان بوده و زنان بسیاری در این بخش‌ها اقدامات خوبی را شروع و با چنگ و دندان در صدد حل مشکلاتشان برای حضور در جامعه هستند لذا این روند را نظاره و با مشارکت فعال و تزریق امیدواری، انگیزه، ایده و مهمتر از آن تهیه ادبیات مورد نیاز و صد البته پاسخ‌گوئی به نیاز روز افزون جامعه برای حل مشکلاتشان از تقویت نقش سیاسی اجتماعی زنان حمایت میکنند. بنابراین آنها علاقه‌مند بوده و هستند که دولت یازدهم و ان‌شاالله دولت بعدی در صدد تحقق این راهبرد اصلاح‌طلبی از طریق رشد طبیعی زنان شاغل در سازمانها و نهادهای دولتی زمینه رشد بیشتر کمی و کیفی آنان را از طریق سرمایه گذاری در آموزش آنان برای جلویگری از هرز رفتن نیروی آنان را فراهم نماید.

امروزه در مطالعات فمینیستی ادبیات قابل توجهی به همراه مطالعات موردی بیشماری از موفقیت‌ها و شکست‌های زنان در فعالیتهای سیسی اجتماعی خویش و همچنین در زمینه چگونگی مدیریت و رهبری زنان بر سازمانها و نحوه تعاملات فرا و فرو دستی آنان و نکاتی که هم آنان باید رعایت کنند و هم تفاوت نوع رهبری آنان با مردان وجود دارد. موارد مطالعاتی زیادی در دوره های مدیریتی که در دنیای غرب تدریس میگردد نشان از آن دارد که برای ارتقاء زنان طی این دوره ها و برای توفیق در مشاغل خود مانند ماهی و اب است.

بی تردید سازمانها موجودات زنده ائی هستند که با شبکه ائی از ارتباطات مرئی و نامرئی و رسمی و غیر رسمی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بهم تنیده شده اند و مدیریت و رهبری آنها نیاز به مهارتها، ظرائف و دانش رهبری مردم و سازمانها دارد. امید آن بود که بخش صنعت آموزش کشور با برگزاری دورها های مدیریت و رهبری مردم، گروهها و سازمانها، مدیران زن کشور را برای ارتقاء نقش مدیریتی آنان آموزش داده و آنها به مهارتهائی مجهز شوند که ویژگیهائی همچون موارد زیر را منفی و آفت مدیریتی خود محسوب نمایند:

۱٫ فقدان بینش حکومتی و جامع‌نگر: انحراف عملیاتی و استراتژیک زنان به ایجاد مشکلات کاری بسنده نکرده بلکه روند رشد و ارتقاء سطح مدیریتی جامعه زنان کشور را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را یا از دایره رقابت خارج نموده و یا خیلی دیرتر به سر منزل مقوصد می‌رساند.

۲٫ فقدان ویژگی‌های مدیریتی و رهبری سازمان‌ها: تشکیل گروه های کاری خلاق و تاثیر گذار از مهمترین اقدامات یک مدیر است. مدیران زن باید بیش از مردان به مهارتهای مدیریتی و استفاده از علم و هنر مدیریت مسلح بوده و از فواید این علم استفاده و سرعت خود در رقابت را افزایش دهند.

۳٫ ایجاد حلقه بسته: محدود کردن خود به تعداد معدودی از نیروهائی که به همراه وی به سازمان آمده و دخل و تصرف غیر صحیح در معاونتهای دیگر. بهم ریختگی سازمانی و عدم توجه به ارتباطات و شرح وظایف

۴٫ فقدان بینش رهبری سازمان‌ها: روشن نکردن رویکرد، اهداف، چشم انداز و…مدیریتی خود برای افراد و واحدهی تحت پوشش خویش.

۵٫ گارد داشتن در برایر نیروها و مسائل سازمان: روبرویی همراه با سوء ظن و بدگمانی با اقدامات گذشته سازمان و نهادهای وابسته .

۶٫ عدم آشنایی با مهارت‌های ارتباطاتی: عدم وجود ارتباط شفاف و صحیح کاری و سازمانی با بخشهای فرادستی و فرودستی.

۷٫ روش‌های غلط گزارش‌دهی: ارسال گزارش‌های ناصحیح به مقامات مافوق بعنوان گزارش عملکرد خود و بیان آمال و آرزو بجای گزارش واقعی اقدامات صورت گرفته .

۸٫ ضعف بینش مدیریتی و سیاسی: دهن بینی و اکتفا به مشورت با افراد نزدیک و معرفی شده از سوی افراد خارج از سازمان تحت مدیریت خود.

۹٫ عدم قدرت ریسک‌پذیری: معطل نگه داشتن منابع، نیروی انسانی و عدم اجرای وظایف محوله و عدم تحقق اهداف سازمان تحت مدیریت.

متاسفانه بر خلاف کشورهای توسعه یافته، مطالعات عمیق و علمی در ایران که به نقاط قوت و ضعف مدیران زن در کشور بپردازد وجود ندارد اما فعلاً به همین تعداد از نقاط ضعفی که در بعضی از مدیران زن دیده شده است با امید به تحقق دو نکته اکتفا می‌شود: اول راه افتاده تحقیقاتی در این زمینه در دانشگاهها و مراکز مطالعاتی و دستگاههای اجرائی کشور در زمینه مطالعات زنان. و دوم پایه قرار دادن این یاداشت برای بحث و بررسی توسط خوانندگان عزیز و مخصوصاً مشارکت جامعه مدیران زن در ایران در چنین مباحثی برای برطرف کردن کاستیها و تقویت نکات مثبت. ان‌شاالله!

خبرآنلاین

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

مرا آگاه ساز اگر
avatar
wpDiscuz
جدیدترین اخبار