займ на карту срочно
کد خبر: 29892 | سرویس: گفتگو
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ | ساعت » ۱۶:۳۶

اشاره:

کیانسه_حجت الاسلام والمسلمین هادی غفاری از مبارزان برجسته و شناخته شده قبل از انقلاب و از یاران نزدیک امام خمینی که پس از پیروزی انقلاب مسئولیت های مختلفی از جمله نمایندگی مجلس شورای اسلامی را در سابقه خود دارد. هادی غفاری که از روحانیون اصلاح طلب است در عرصه های مختلف سیاسی از افراد ثابت قدم جناح اصلاحات بوده است. در نشست خودمانی چند پرسش از اوضاع پیرامون سیاسی کشور مطرح کردیم آنچه می خوانید پاسخ های ایشان به پرسش های ماست. سایت کیانسه.

س-تعریف جنابعالی از اصلاح طلبی چیست؟

ج-اصلاح طلبی یک مفهوم انتزاعی و قراردادی است که در زمان ما معنی می دهد تا در لغت. در زمان ما می خواهد بگوید که سیستم و نظام به مرحله ای رسیده که باید یک بازنگری جدی در نسبت آنچه انقلاب به واسطه ی آن به وجود آمد بشود. به تعبیر اقبال لاهوری بازگشت به خویش به مفهوم درست کلمه نه مفهوم سلفی ها یعنی اصالت هایی مثل مروت، اخلاق، دفاع از صلح و آزادی، حفظ دین، حرمت مردم و اینها در شرایط حاضر تحت تأثیر مسایل موجود اجتماعی و رفتارهای سیاسی غیرقابل قبول مقداری رنگ باخته است. اصلاح طلبی تبدیل وضعیت موجود به مطلوب است. اصلاح طلبی منکر ریشه ها نیست، برخلاف انقلاب که در آن یک نظام چپه و متلاشی می شود و نظام دیگر جایگزین آن می گردد. انقلاب یک پروژه و اصلاحات یک پروسه است، پروژه پایان دارد از صفر تا صد اما اصلاحات که پروسه است مثل تربیت است و تمام نمی شود هر روز متناسب با شرایط اجتماعی شکل می گیرد و گاه جدید هستند اما هویت یکی است اصلاح طلبی بازنگری در روش هایی است که ما را به هدف هایمان نمی رسانند لذا خواهان اصلاح آن هستیم مثال همان درختی است که میوه ی خوب نمی دهد آن را اصلاح می کنیم تا میوه ی بهتر و شیرین تر بدهد.

به خاطر داشته باشید که اصلاح طلبی هیچ حرف نویی نیست در نظام حکومت روش های عملی خیلی اوقات جواب نمی دهد اگر تجمد به این روش ها داشته باشیم این ادامه ی همان جواب ندادن است مثل بانک ها، مسایل تربیتی مدارس که بخواهیم با بخش نامه دانش آموزان را نظام خواه بکنیم یا طرح مسایل فرهنگی مثل موسیقی و حجاب و ده ها مسئله دیگر مثل پوشش آقایان که به روش های گذشته جواب نداد و امروز برخی آمارها می گوید که نمازخوان های ما از سطح رژیم گذشته بسیار کمتر شده و بی نمازی در خانواده های متدین خودش را نشان می دهد این یعنی این روش ها و سیستم ها جواب نداده است و اصلاح طلبی یعنی اصلاح روش های گذشته که جواب نداده است.

اگر چه امروز تجدید نظرطلبی یا رویزیونیسم یک دشنام است اما واقعیت این نیست چرا که تجدیدنظر در باورها نیست بلکه در اعمال روش در راستای باورهاست که در روش قبل جواب نمی داد آن را اصلاح می کنیم.

البته ما در اصلاحات اصولی هم داریم که مهم است و بدون آن اصلاح طلب نیستیم اول آزادی است این علاوه بر آزادی های شخصی است، آزادی انتخابات که لازمه اش ممنوعیت اکراه و جلوگیری از اجبار است، بنابراین تمایل داوطلبانه، اختیار و انتخاب آگاهانه در شکل حکومت و تعیین حاکمان است. نمونه روشن امیرالمؤمنین در نامه اش هم به طلحه و زبیر و هم در صحبت با مردم کوفه و حتی در نامه به معاویه این حرف را دارد که من هیچ علاقه ای به خلافت نداشتم و ندارم و هیچ انگیزه ای هم برای کسب قدرت ندارم شما مرا دعوت کردید و حاکمیت را بر من تحمیل کردید. در جای دیگر از ایشان داریم که مردم با من بیعت کردند نه باکراه، نه با زور بلکه با کمال میل و علاقه دوم این که هیچ کس مجبور نیست دقیقاً مثل ما فکر کند و به باورهای ما پایبند باشد و ما را قبول داشته باشد. افراد می توانند ما را قبول نداشته باشند و محترم هم باشند و در سرنوشت خود تصمیم بگیرند. در بیعت با امام علی بسیاری از صحابه ی پیامبر مثل عبداله بن عمر، سعدبن ابی وقاص، حسان بن ثابت، محمدبن مسلمه خزانه دار خلیفه دوم و اسامه بن زید با امام بیعت نکردند و هیچ کس هم مزاحم آنها نشد. امام علی در طول عمرش یکبار به کسانی که با او بیعت نکردند بد نگفته است و از این کار آنها انتقاد هم نکردند. سوم آزادی بیان و قلم در قالب مشورت با حاکمان و به ویژه امر به معروف و نهی از منکر حاکمان و ائمه ی مسلمین است. در این باره آیات و احادیث فراوان داریم.

چهارم آزادی نقد و انتقاد است به ویژه از حاکمان، اصلاح طلب اصولاً یک فرد روشنفکر است که فقط انتقاد نمی کند بلکه نقد می کند آن هم نقد حاکمان چرا این نقد ضروری است به این دلیل «یک اصل مهم که در طول تاریخ و در عرض جغرافیا به اثبات رسیده این است که قدرت بدون نقد فساد می آورد.» اخلاقی ترین آدم ها هم وقتی در بالای پلکان قدرت بنشینند اگر به طور جدی با نظارت و نقد کنترل نشوند دچار خودشیفتگی می شوند و پسافزودن نوشته از این به باتلاق ایدئوکراسی (مذهب حافظِ قدرت) فرو می غلتند و پس از آن هر چه بر دیگران مکروه و حرام است بر سلطان مباح می گردد به همین دلیل اصلاح طلب نقد می کند تا نهادهای قدرت سالم بمانند. یکی از ویژگی هایی که روشنفکر و اصلاح طلب را از روشنفکرنما و روشنفکر مآب و اصلاح طلب نما جدا می کند این است که روشنفکرنما نقد نمی کند بلکه نق می زند. چرا که نقد کردن کار آسانی نیست برای نقد کردن مدیریت یک سیستم لازم است تاریخچه و گردش کار سیستم را بدانید، آمار و ارقام های مربوط به سیستم را مرور کنید، تأثیرگذاری این سیستم عملیاتی مهم را در تحقق اهدافتان به دست بیاورید و ارزیابی کنید و با فرآیند تجزیه و تحلیل اطلاعات آشنا باشید پس نقد کردن تخصص و صرف وقت و انرژی می خواهد اما شما می توانید در مورد هر چیزی نق بزنید بدون آنکه کمترین وقتی صرف مطالعه و پژوهش آن کرده باشید. نق زدن یک فرآیند «هیجان مدار» است یعنی با نق زدن آرام تر می شویم و خشم و غممان را با دیگران در میان می گذاریم و درد دل می کنیم اما نقد کردن یک فرآیند «مسئله مدار» است ما هنگام نقد خود را سبک نمی کنیم بلکه مسئله را حلاجی و زیر و رو می کنیم. نق زدن مخاطب تعریف شده ای ندارد کافی است گوش مفتی بیابی آن وقت می توانی شروع به نق زدن بکنی ولی نقد کردن مخاطب تعریف شده ای دارد مخاطب اصلاح طلب که همان روشنفکران باشند بیش از همه نهادهای قدرت و سپس کارشناسان گروه های ذی نفع و رسانه ها و سایر نقدکنندگان هستند. نقد کردن علاوه بر نیاز به دانش و مهارت و صرف وقت و انرژی نیاز به شهامت، شجاعت و مناعت طبع دارد شجاعت پرداخت هزینه.

شما می توانید در هر مهمانی که می نشینید و در هر تاکسی که سوار می شوید نق بزنید کسی کاری به کار شما ندارد ولی اگر نقد خود را برای نهادهای قدرت و رسانه ها ارسال کنید باید آمادگی پرداخت هزینه را هم داشته باشید. بنابراین یکی دیگر از ویژگی های اصلاح طلبان که آنها را از اصولگرایان جدا می کند شجاعت و مناعت طبع است، مناعت طبع یعنی کسی که دستش دراز نباشد قطعاً زبانش دراز است، دست و زبان عکس هم عمل می کنند. البته لازم است در اینجا نسبت به گروهی از اصلاح طلبان توضیح دهم که کار سخت تری را به عهده می گیرند و آن آگاه کردن توده مردم است کسی که قرار است توده های مردم را آگاه نماید از یک طرف باید بتواند با زبان غیرتخصصی سخن بگوید که این کار مثل بندبازی است اگر کمی تخصصی تر سخن بگوید مخاطبانش سخنش را نمی فهمند و اگر عوامانه تر سخن بگوید به سرعت دچار پوپولیسیم یا (عوام زدگی) می شود. بعضی از اصلاح طلبان و روشنفکران که به این قلمرو پا گذاشته اند از این طرف یا آن طرف بام افتاده اند. با این حال این قلمرو پرخطر را نباید خالی گذاشت چرا که با خالی گذاشتن این قلمرو میدان را برای پوپولیسیت های واقعی خالی می کنیم کسانی که به جای نوشتن مار شکل مار را می کشند و مار مار می کنند.

یکی دیگر از ویژگی های مهم اصلاح طلبان این است که تشکل و شبکه سازی می کنند اصلاح طلب اهل انزوا و در خود فرو رفتن نیست او از جامعه قهر نمی کند و ناامید نیز نمی شود چرا که از ابتدا هم انتظار تغییرات دراماتیک و ناگهانی نداشته است. روشنفکر مآب ها کسانی که ادای اصلاح طلبی را در می آورند ناامید و سرخورده اند شاید برخی از آنها اصلاح طلبانی بوده اند که توقع زیادی از مردم و جامعه داشته اند آنها به دنبال اتوپیای «مدینه فاضله» بوده اند و ناکام مانده اند. اصلاح طلبان بر حرکت دائمی و پله پله ی اجتماع امید دارند بنابراین تماس ها را با جامعه حفظ می کنند و تیم و تشکل می سازند منظورم از تشکل محفل نیست بلکه نهادهای مدنی تشکل دار که به طور دائمی رشد می کنند و با جامعه ارتباط برقرار می کنند اثر می گذارند و اثر هم می پذیرند.

اصلاح طلبان چقدر به نقد در دولت اول روحانی وفادار بودند؟

خیلی ضعیف علت هم این بود که آقای روحانی را خودشان روی کار آورده بودند بدون تردید۸۰ درصد رای آقای روحانی مربوط به اصلاح طلبان بود و نقد روحانی نقد خودشان حساب می شد و اصلاح طلبان جرأت نقد خودشان را نداشتند.

دوم در برابر رقیب محذوراتی داشتند چون هر گونه نقد و انتقاد به تضعیف خودمان و پررو کردن رقبایمان می انجامید و حرکت های خود ما را علیه خود ما چماق می کردند.

مثلاً اگر این استاندار عملکرد ضعیف داشت و ما اعلام می کردیم آنها استدلالشان این بود که اصلاح طلبان خودشان به ضعف استاندار اعتراف دارند.

آیا آقای روحانی تحمل شنیدن نقد را داشتند؟

به هیچ وجه آدم ها معمولاً وقتی به پلکان قدرت رسیدند خودشان را از هر عیب و ایرادی مبرا می دانند بر خلاف شعارهایی که قبل از صعود از پلکان قدرت می دهند که همه را دعوت به نقد می کنند اما وقتی بالا رفتند دیگر از نقدپذیری خبری نیست حتی وقت نمی دهند که نقدها با خودشان مطرح شود. نهایت کار این است که بگویند بنویسید بدهید مطالعه می کنیم آقای روحانی در مقابل نقدهای اصلاح طلبان حامی خودشان توجه عمیق نکردند. اینکه بگوئیم بیش از این قدرت نداشتند قابل قبول نیست چرا که می توانستند بگوید من این کار را کردم اما فلان جایگاه قدرت مانع شدند اما ایشان شجاعت این کار را نداشتند.

  • اصلاح طلبان دولت روحانی را نقد نکردند چقدر از آن راضی بودند؟
  • بحث راضی بودن هیچ حرف مبناداری نیست چرا که اگر ایشان نبود چه باید می کردیم حرف قدیمی است که به مرگ گرفته اند تا به تب راضی شوند.

منکر خدمات دولت نیستیم سایه ی جنگ را از سر ما دور کرد این که مردم بودند درست است این مردم قبلاً هم بودند اما سایه جنگ بر سر ما بود این مردم بودند آقای احمدی نژاد هم بودند. حق مطلب این است که این دولت توانست با مدیریت سایه ی جنگ را از سر ما بردارد.

نکته دوم اینکه دولت توانست بحث ایران هراسی را بی رنگ کند که نقش وزیر خارجه مهم بود این دولت توانست اتحاد مخالفان خارجی ما را از هم بشکند البته برخی رقبا بودند که رقابت آنها کم رنگ شد مخالفین دست از مخالفت برداشتند و دشمنان هم دست از تعرض فیزیکی برداشتند. اگر دولت قبل بود و ترامپ و خطر جنگ جدی بود اینکه اینجا ایران است و مقاومت هست قطعاً هست مردم کریم و با هوش هستند که توانستند دولتی را انتخاب کنند که سایه ی جنگ را از سر ما برداشت و حضور مردم تبلورش همین دولت است. دولت توانست تورم را کنترل کند و ثبات ایجاد کند. گاه تورم نقطه به نقطه ی ۴۰درصدی داشتیم که مهار شد رکود هست که باید درست شود البته باید امنیت سرمایه گذار تأمین شود و مجموعه های هم عرض دولت از بازار خارج شوند دوم اینکه راه ورود کالای خارجی به کشور را مهار کنیم در مجلس سوم که مهندس موسوی نخست وزیر بود این بحث مطرح شد که کالایی می تواند وارد شود که مجوز عدم ساخت بگیرد. البته آن هم ضعف های خود را داشت الان هم نمی گویم بطور کامل دروازه ها را ببندند. بلکه می گویم امنیت سرمایه گذاری فراهم شود.

دولت و نهادهای شبه دولتی یا به تعبیر مرسوم خصولتی دست از تجارت بردارند سپاه باید از گردونه تجارت بیاید بیرون اسکله های کشور تحت نظام یک دولت اداره شود، فرودگاه های مختلف گمرکات مختلف نداشته باشیم و دسته نهادهای شبه دولتی کوتاه شود. نیروی انتظامی از سیستم بانکداری خارج شود. داروی هر بیماری سنخیت خاص با بیماری دارد اگر اقتصاد یک بیماری دارد داروی آن اقتصادی است، اگر یک مشکل، امنیتی است داروی آن هم امنیتی است. الان هر اداره ای خودش یک بانک دارد که اینها برای کشور ضرر دارد.

باید موانع تولید برطرف بشود اگر جایی چهار اندیشه جمع شدند و کار دانش بنیان انجام دادند دولت حمایت کند و موانع قانونی را برطرف کند. اگر تولید بالا بیاید تورم مهار می شود و رکود از بین می رود. البته بخش فرهنگی هم از مساجد و نماز جمعه و منابر از مرده باد این، مرده باد آن زنده باد خودم خارج شود و به طرف موعظه برای همه ی مردم برویم، همه ی مردم حق دارند مهربانی های نماز جمعه و مساجد را حس کنند که اکنون این بحث محدود و معدود است «باب» گفتگو و مناظره ها و اندیشه های مختلف باز بشود و دولت هم موانع را با صراحت بگوید که یکی از موانع هم همین است که دولت صراحت بیان مشکلات را ندارد.

چقدر از کابینه دولت راضی هستید؟

من اگر بخواهم با آمار خودم صحبت کنیم از این تعداد اندیشه ها و آدم ها ۳۰ تا ۳۵ درصد مبتنی بر آرای مردم است و مابقی نیست نمی خواهم بگویم دولت تحت فشار تشکیل شده می توانستیم به این ترتیب عمل کنیم که ۶۵ درصد ما رأی آوردیم ۳۵ درصد شما اگر قرار است که فردی هم معرفی کنند در حد همان ۳۵ درصد باشد البته برخی از افراد آن جناح اصولاً رأی مردم را قبول ندارند در حالی که همیشه باید رأی اکثریت اعمال شود اگر جناح مغلوب کشور را دست بگیرد برای کشور مشکل درست می کند. در حالی که معتقد نیستم که آقای روحانی به رای مردم وفا دار باشد اما ما آنقدر خوبیم که به حداقل قانع هستیم و به قول مردم از ترس یوم البدتر به شرایط موجود رضایت داریم و البته اندیشه ی اصلاح طلبی همین است ایده آل مطلق وجود ندارد و گام به گام باید جلو برویم. این انتخابات یک نقشه ی راه بود که جهت حرکت و رفتن مردم را نشان می دهد و تشکل های سیاسی چاره ای ندارند جز اینکه راه مردم را بروند.

س-اصولگرایان در چند انتخابات اخیر شکست خورده اند چه ارزیابی از این شکست دارید و چه توصیه ای به آنها می کنید؟

ج-در بخش اول اینها در تمام انتخابات شکست خوردند وقتی شما در یک میوه فروشی یک گلابی را بیرون گذاشتید و بقیه را عوض نکردید روشن است که آن یک میوه را می برند و بقیه خراب می شود لذا اگر کرکره ی آزادی را بالا ببرید آن وقت مردم نشان خواهند داد که چه میوه ای را انتخاب می کنند در بسیاری موارد ما درگیر همان گیر و گرفت های این باشد آن نباشد هستیم ما شکست نخوردیم آنجا که برنده نشدیم حذف شده بودیم من را با آن سابقه مذهبی و انقلابی و فرزند شهید و امام جماعت می گویند عدم التزام به اسلام و رد صلاحیت می کنند. اصولگرایی دو مشکل دارد اول اینکه اصلاً حرفی برای گفتن ندارد آیا تهمت و بهتان و دروغ اصولگرایی است؟ فلان روزنامه را ببینید می نویسد که فلانی یعنی بنده در اوین هستم زنگ زدم می گوید از اوین زنگ می زنی؟ با تلفن خانه زنگ زدم می گوید از تلفن بند زنگ می زنی؟ گوشی را به خانم می دهم می گوید هر دو نفر دستگیر شدید؟ و آخرش می گوید عیب ندارد یک روز زودتر از خواب بیداری شدی و بعد جوابیه را هم چاپ نکردند. اینها پشت سر رهبری نظام پنهان شده اند اینها ولایت مدار نیستند ولایت معاش هستند از عکس رهبری استفاده می کنند اما به آن عکس باور ندارند می خواهند نان بخورند از عکس آقا استفاده می کنند. اصولگرایان تئوری اداره ی حکومت ندارند. دوم اینکه امروز اصولگرایان یک شاخص قدرتمندی که بیفتد جلو و شخصیت کاریزماتیک داشته باشد و همه را دور خود جمع کند به حمدا… و المنده ندارند قبلاً آقای مهدوی کنی بود که فردی متقی و پرهیزکار بود با فوت ایشان دیگر کسی ندارند.

از محبت جنابعالی برای وقتی که گذاشتید سپاسگزارم.

گزارش: دکتر محمدتقی رخشانی

منبع : روزنامه زاهدان

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

مرا آگاه ساز اگر
avatar
wpDiscuz
جدیدترین اخبار