займ на карту срочно
کد خبر: 28244 | سرویس: شعر
تاریخ انتشار: ۲۵ تیر ۱۳۹۶ | ساعت » ۱:۳۸

نجمه روشا

متولد:  یکم مهر یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت    ۱۳۵۸

ساکن: مشهد

رشته: ادبیات فارسی را تا مقطع کارشناسی گذارنده است

برخی از آثارش در روزنامه های زیادی به چاپ رسیده اند که میتوان به همشهری

قدس ، خراسان ، و نشریات  اندیشه های نوین و ماهنامه های ایده آل ، ماهنامه ادبی و فرهنگی … اشاره کرد.

وی همچنین  در انجمن های مختلف فرهنگی حضور پررنگی دارد.

خاطره شعری :

از نه سالگی علاقه خاصی به شعر وکتاب داشت و با اینکه شاگرد متوسطی در درس بود ولی کتابهای بزرگ علوی را  بیشتر ترجیح میداد تا دروس مدرسه همپنداری شدیدی با موسیقی سنتی و تصنیف های بسیار زیبای استاد بنان و شجریان به گوشش بود که طرح واره هایی از کودکی، درونش شکل گرفت و کودکانه در ذهن و خیال خویش و بعدها بر روی کاغذ.. و همچنان این داستان ادامه داشت تا آنکه روزی امتحان زبان داشت و چون در یادگیری زبان ضعیف و تا حدودی برگ امتحان در دستانش سفید بود ناگذیر برای آنکه از دبیر عذرخواهی کند  شعری کوتاه پایان برگه امتحان نوشت. این اتفاق باعث شد تا مورد توجه اساتید قرار گرفته و پاشنه شکسته راه به انجمن های شعری در همان مقطع اول دبیرستان باز کند .

این دو را هماره با خود زمزمه میکند:

«به دریایی گرفتارم که پایانش نمیبینم»

شیخ اجل سعدی

«جان و جهان! دوش کجا بوده ای؟

نی غلطم در دل ما بوده ای»

مولانا

تولد دخترش آروشا بهترین اتفاق خوش زندگیش است .

ورزش ،کتاب خواندن و ساز سه تار و موسیقی از سرگرمی های ویژه ایشان است.

نجمه روشا

امشب
صدا .!
آواز نیست …
فریاد
بایدهای تلخ
تاول زده در حنجره …
ای تو
سکوت شب زده
تومور درد ،.
هر خاطره

اندوه آرامم چه شد .؟!
تنهای تنهایم کجاست ….؟!
#نجمه_روشا

راستی
این دلتنگی ها
با بیخوابی ما
در بی خبری شهر
چه میکنند …!
خورشید روی بسته
ماه پشت
ابرها
کمین دارد …
به بوی پاک باران
#در_هوایت_امید_به_روییدنیم ….

#نجمه_روشا

نجمه روشا

بو کشیدم
عطر
قدم های تو را …!

این خماری ها
تا کجا
آواره کرد .،
جان مرا …!

#نجمه_روشا

شاید به فردایی نرسد
اول شخص حاضر
اما .!
تمام ابهام این کوچه ی بن بست
همان گمشده است
در دستهای خالی …
کجاست
دوم شخص غایب …!

#نجمه_روشا

نجمه روشا

هیچ نمیگذرد
هیچ !.
باز ترانه ایی
طاق نگاه خسته ای
فرو ریخته آوار..!
هیچ قضاوتی
هیچ فرمانی
آرام قدم میزند
باد با سایه ام
و شاید سحر نزدیک باشد
هیچ نمیگذرد خوش
هیچ
بی تو ..!

#نجمه_روشا

به رنگ طلای ناب
دمیده میشوم
از بوی خدا …..
در نفس صبح
انتخاب از جنس عشق
تنها .!
به فکر او
مرده در خواب
بو میکشم فریاد دلم را …
مسیح وار
شامگاهی که نیست ….
خدا راز هشیاری ما بیدارست ..!!؟؟

#نجمه_روشا
نجمه روشا

شعرهایم همگی
معصومند
یا که شاید
همه خورشید دل اند
یا نماد گل سرخ
ته خوشبختی باغ
گاه گرم بکند
به فراسوی خیال من و تو ..
سایه و رنگ
شاد در کشف شهود
عشق را می خوانیم ….!
#نجمه_روشا

کودتاه
شد ،،،
مناظره میان
شب
و
ماه دلتنگی
بیچاره پلنگ دل …!

#نجمه_روشا

باران مست ..!
چشم آفتابی
پنجره روشن ..،
هوای تازه می خواهم …
بی نفس
نه نه …!!
بی اندازه
راه بی پایان ،..
میخواهم
نشانم ده ….
می خواهم شان
عشق را در لحظه …..

#نجمه_روشا

نجمه روشا

عطر خوب ”
بوی عشق است
بوی رقص موهایت
پریشان شده در بهار من …!
ترجیح می دهم
نه بنویسم
نه آواز بخوانم ….
فقط چشم ببندم به رویایی
که همین نزدیکی هاست ..!

هیچ کسی تا حالا نشنیده
بوی باران تو را
در خاموشی و تنهایی من ..،
خود معجزه اند …!

قدمهایی از عشق
بر سنگ فرش بادشسته زمستان
تو را نزدیکتر به من میرساند
و بهار را مژده می دهند …!!

بوی عطر خوبت ،،،
بهار ابدی است
و آغاز بهترین ترانه ی من ….!

#نجمه_روشا

کجایی که؛
در مرز سایه و روشنایی
عشق عشوه گری میکند ..
شادی در مسیرش
هرم آفتاب از حضور
رقص قاصدک می دزدد
و
مهر سکوتم
به ترسیم بهار
هزاران سلام
از دل برخاسته
به تقدیمت ایستاده است …!!
#نجمه_روشا

نجمه روشا

عشق را
سر تسلیم او .،
لبخندی رسوایی
حراموار گوارا …
ندانستم سکوت یار
در ره خانه دل
شب و تنهایی را
حضور چمدان
قدم هایی ترجمه میکنند ….!!

#نجمه_روشا

نجمه روشا

ای تجلی رویا
بتاب !
بر تن ِ قندیل شده ،…
بر این پیاله ی مست
بر دل
چون غربت ِ شبیخون
بر بند بند ِ شعرهای نگفته
یک نفس عذاب
یک حرف ِ محال …..
بسلامتی .!!

#نجمه_روشا

شادمانه
بوی عشق
زمزمه آمدنت ..!
اوج مشتاقی هر روزم
آوازه خوان
امیدی
غریو بر میکشی ..،
در موسیقی نگاه یار
صبح افسونی عشق
تپش تند قلب این روشنایی
خورشید در آغوش من …!!
#نجمه_روشا

بید ها
لرزه به آوار دلم
از غم بم شانه هاست ….

رقص بندری است
در تحریم لبخند
در لغزش از شادی
و
لرزش تارهای گلوی بغض آلود ……!!

#نجمه_روشا

نجمه روشا

دل
تنگ ست .،
و
آغوش عشق
ویرانی ..
وای از دل سنگش ….!!

#نجمه_روشا

سحر
خندید ….
تا بدرانیم
چادر شب را
بسوی
پرتوی دوست …!!

#نجمه_روشا

خواب
نیست ،،،
غم کهنه ست
و شب
را به چشمم بیدارم ….
خاطره هایی که
تا سیاهی که
تو را گرفتند از خیال آغوشم …!!

#نجمه_روشا

 

گردآورنده: سولماز محمدیان

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
  Subscribe  
مرا آگاه ساز اگر
جدیدترین اخبار